علایم مزاجهای چهارگانه و انتخاب غذا.حجامت.زالو درمانی.

اموزشی و بهداشتی و سلامتی

 

Holistic Medcine پزشکی کل نگر
شاخه ای از علم طب هست که بر شفای علائم و ریشه بیماریها تاکید می کنند . این در حالیست که پزشکی مدرن فقط به دنبال سرکوبی بیماری یا درمان جزیی و مقطعی آن است.
واژه "هالیستیک"" Holistic از لغت یونانی " هولوس" Holos
به معنی کل و کامل گرفته شده است و به شاخه ای از علوم طبی اطلاق می شود که بیماری ها را زبان بدن می دانند. به عبارت دیگر بدن انسان از طریق بیماریها با او گفتگو می کند و نیازها و مشکلاتش را بیان می کند. مهمترین علم آن است که زبان بدن انسان را بشناسد و نه تنها بیماری را شفا دهد بلکه از بروز دوباره آن جلوگیری کند.
یک متخصص طب کل نگر معده درد را فقط ناشی از مشکلات معده نمی داند بلکه آن را مرتبط با سایر اعضای بدن و نوع رژیم غذایی، افکار، احساسات، اهداف، نوع زندگی ،سن و جنسیت و بسیاری موارد دیگر بررسی می کند و بر حسب نیاز یکی از روشهای درمانی را برمی گزیند.
علوم کل نگر یا کمالگر معتقدند که بروز یک بیماری در بدن آخرین مرحله بیماری است و ریشه بیماری را در بدن (غیر فیزیکی) روحیه و افکار جستجو می کنند.همچنین این علوم بروز بیماری ها را مرتبط با عناصر و موارد متعددی می دانند از قبیل:
عدم تعادل در افکار ، عدم تمرکز
بر هم خوردن تعادل انرژی در بدن.
ضعیف شدن یا بسته شدن چاکراها
وارد شدن شوک روحی یا ضربه جسمی
احساساتی مانند ترس و خشم و تنفر
صفاتی مانند دروغ گویی و حسادت
زیاده روی در خوردن برخی خوراکی ها مانند شکر، نمک،آرد و از دست دادن امید به خود یا دیگران
دوری از طبیعت
افزایش یا کاهش عناصر چهارگانه آب،باد،خاک و آتش در بدن.
رنگ لباس و نوع لباس و بسیاری موارد دیگر که اغلب کاملا بدون توجه از آن ها می گذریم در حالیکه بخش اعظم زندگی را با آن ها در تماس هستیم.
برای مثال شنیدن خبر یا مواجهه با موقعیتی که پذیرش آن برای فرد مشکل باشد و به اصطلاح نتواند آن را هضم کند باعث ایجاد مشکل در هضم برخی غذاها می شود که اگر این به صورت عادتی در بیاید و فرد هرگز توانایی پذیرش حقایق زندگی اش را پیدا نکند به مرور زمان بعد از هر وعده غذا باید به قرصهایی مثل رانیتیدین و شربتهای هاضم پناه ببرد که این داروها ریشه اصلی درد او را درمان نمی کنند بلکه موقتا درد را سرکوب می کنند. این معده درد در اصل به دلیل ضعیف شدن چاکرای ناحیه شکمی و نرسیدن انرژی کافی به معده برای هضم غذا رخ داده و آنچه باعث ضعیف شدن چاکرا است همان ناتوانی فکری و شخصیتی در هضم کردن اخباری است که به او رسیده،بسته شدن یا ضعیف شدن چاکرای شکمی برای مثال می تواند باعث افزایش اسید معده شود به این معنی که عنصر آتش در بدن زیاد شده و با پوشیدن رنگهای تند و آتشین مثل قرمز و حتی نگاه کردن به آنها یا خوردن فلفل قرمز تشدید می شود بدون اینکه فرد بیمار متوجه اثر آن ها باشد. به این ترتیب حتی گفتگو با دوستانی که موقعیت آن ها یا حرفهایشان برای فرد قابل هضم نباشد باعث بدتر شدن وضعیت او می شود.

طب کل نگر معتقد است که چنین مشکلی به مرور زمان سبب درگیر شدن سایر اعضای بدن نیز می شود که به نوبه خود مشکلات پیچیده تر فکری و روحی را رقم خواهد زد. یعنی به طور مثال فردی که توانایی پذیرش پولدار شدن و موفق شدن دوست خود را نداشته ممکن است به صورت حسادت واکنش دهد و سخن تندی بر زبان بیاورد که موجب ضعیف شدن انرژی مثبت در گلو و افزایش بار منفی آن شود که این خود میل به دروغ گفتن و زخم زبان زدن را زیاد کرده منتهی به مشکلات دهانی و دندانی تبدیل خواهد شد.
این به آن معنا نیست که حسادت باعث مشکلات حلق و گلو و دندان خواهد شد. بلکه هر حس منفی این کار را می کند. یعنی کسی که از گفتن حرفش می ترسد و نمی تواند حرف دلش را بزند هم دارای باز منفی در گلو و سینه است که در کار حنجره و حلق و قلب اختلال ایجاد می کند.
این در حالیست که هیچ یک از این قوانین برای همه بیمارها و بیماری ها یکسان نیستند و در هنگام پذیرش بیمار و بررسی شرایط روحی و فکری او مشخص خواهد شد که ریشه بروز درد چیست.
به این ترتیب عدم توانایی در پذیرش حقیقت در یک نفر ایجاد سوءهاضه می کند که با پوشیدن رنگ قرمز بدتر می شود اما همین صفت در یک نفر دیگر که سن و شغل و خانواده متفاوتی دارد باعث ضعیف شدن چشم می شود و در یک نفر دیگر نیز باعث کم شنوایی و الی آخر. بنابراین روش درمانی برای هر بیمار نیز خاص خود بیمار است و نوع غذا ،دارو، گیاه، تمرینات مدیتیشن و یوگا برای هر بیمار جداگانه طراحی می شود تا بالانس و تعادل عناصر انرژی را به او برگرداند. چنانچه دو نفر که از درد کمر رنج می برند یک تمرین یوگا را انجام دهند ممکن است یکی از آنها بهبود یابد ولی دیگری مریض تر شود چون طبیعت و طبع و زندگی متفاوتی دارد.
اما درمانی که برای بهبود بیماری تجویز می شود اغلب با در نظر گرفتن همه شرایط ذکر شده است که یک به یک ریشه یابی و ترمیم می شوند تا سایر مشکلات فیزیکی نیز که به ظاهر ارتباطی با هم ندارند همزمان بهبود یابند.
ذکر این مطلب نیز لازم است که این روشهای درمانی ارتباطی با اعتقاد داشتن یا نداشتن بیمار ندارند اما توصیه می شود که کار درمان فقط و فقط روی افرادی صورت بگیرد که خود داوطلبانه برای آن درخواست می کنند نه آنکه توسط دیگران مجبور به امتحان کردن شده باشند. برای نمونه زن و شوهری که هیچ کدام علاقه ای به بهبود وضعیت زندگی مشترک ندارند و نمی خواهند چیزی را تغییر دهند معمولا هم برای دریافت انرژی و مشاوره رجوع نمی کنند و معتقدند مشکلی نیست که نیاز به حل شدن آن باشد اما اگر به اصرار اطرافیان درخواست بهبودی روابط خود را بکنند نباید به این درخواست توجه چندانی داشت. تلخ بودن روابط خانوادگی اغلب تحت تاثیر کارما و ناهماهمگی چاکرای ریشه، ناف و قلب می باشند که از طریق یوگا و رژیم غذایی و یا ریکی به همراه بهبود می یابد. تشخیص دلیل بروز مشکل با مشاوره و تستهای مخصوص انجام می شود و چنانچه نیاز باشد درمانهای فردی از طریق ای،اف،تی هیپنوتیزم نیز استفاده خواهد شد.
تمام این مطالب و مثال ها از آن جهت ذکر شد که پیچیدگی و اهمیت درمانهای هالیستیک و یگانه بودن آن ها مشخص شود.
برخی از علوم کل نگر(هالیستیک) از زیرشاخه های علوم ماورایی یا متافیزیک هستند که برای درمان بیماریهای جسمی و روانی و فکری از راههای کاملا علمی و اثبات شده استفاده می کنند. برخی اوقات فاصله بین علوم کمالگر و فیزیک کوانتوم کمتر از یک تار مو است و دست در دست یکدیگر برای بهبود وضعیت سلول ها و ارتعاشات روح و جسم کار می کنند.

پایه های اصلی علوم کل نگر
انرژی اساس تشکیل دهنده کائنات و اجرام فیزیکی از جمله زمین و انواع حیات روی آن است. بدن فیزیکی ما نیز نوعی از انرژی است که به دلیل ارتعاش در موج خاص خود قابلیت فیزیکی ( ماده مرئی) پیدا می کند. بر طبق این نظریه تمامی انرژی موجود در عالم از دو حالت خارج نیست: یا انرژی مونث است و یا مذکر. انرژی مذکر عامل اولیه حرکت کائنات و اجرام و پیشروی زمان است و انرژی مونث ماموریت کنترل و بازگرداندن این عالم به حالت اولیه آن را دارد.
به عبارتی دیگر انرژی مذکر سبب ایجاد بیگ بنگ و تولید گونه های مختلف حیات در اشکال مختلف است و انرژی مونث همواره تلاش می کند که از کثرت بکاهد و به وحدت بازگرداند. یعنی به زمان قبل از وقوع انفجار بزرگ. این افزایش و کاهش انرژی چنانچه به میزان مساوی و متعادل باشد حیات به بهنرین نحو آن ممکن می شود.(شرایط تعادل ایده آل یین،ینگ)
. بدن انسان نیز نمونه کوچکتری از کائنات است و تا زمانیکه این دو انرژی در بدن مساوی باشند سلامتی وجود خواهد داشت و اگر هر یک از آنها اندکی بیشتر یا کمتر شود بیماری ابتدا در فکر و روان به وجود می آید و سپس به بدن نیز منتقل می شود. ادامه داشتن این روند نامساوی برای مدت های طولانی سبب ایجاد بیماریهای شدیدتر و عمیق تر می گردد.
در طب کل نگر چینی ( تائو، طب سوزنی، طب گیاهی،ماساژ و ضربه درمانی) و همچنین در علوم رزمی آن دیار ( کونگ فو و تای چی ) این اصل همواره رعایت می شود. هر یک از اعضای بدن دارای یک نوع از انرژی می باشند که معمولا اندامهای طرف راست انرژی مذکر بیشتری نیاز دارند و اندامهای سمت چپ بدن با انرژی مونث فعالیت بهتری می کنند. اگرپه این یک قانون کلی نیست و در تعداد قلیلی از افراد ممکن است کاملا وارونه باشد. همچنین نوع انرژی در اندام بدن با چهار عنصر رابطه مستقیم دارد به این معنی که اندامهایی با انرژی مذکر با عناصر باد و آتش تقویت می شوند و با عناصر آب و خاک ضعیف. انرژی مونث نیز با عناصر آب و خاک تقویت شده و با آتش و خاک ضعیف می شود. به این ترتیب تعادل بین آنها برقرار می ماند. به همین صورت انرژی مذکر،اندامها،افکار و احساسات وابسته به آن با خورشید و روز رابطه مستقیم دارند و انرژی مونث با نور ماه و شب همخوانی دارد.
چنانچه به دلیل نوع شغل و فعالیت و حتی افکار یک انسان انرژی مونث قلب افزایش یابد به همین میزان از انرژی مذکر در سایر اعضای بدن کاسته خواهد شد و بیماری عارض می شود. برای بازگرداندن تعادل از دست رفته به بدن یک دسته از حرکات ورزشی و مصرف گیاهان خاص به همراه ماساژ و انرژی تجویز خواهند شد تا بدن به حالت صفر یا تعادل بازگردد.
طب کل نگر هندوستان ( طب مالشی، آیور ودا، یوگا و ….) برای برقراری تعادل انرژی در بدن و چاکراها تجویز می شوند.
به طور کلی مفهوم انرژی به همین ترتیب در تمام علوم کل نگر جهان مخصوصا طب هومیوپاتی دیده می شود.
 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری ; ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٧
comment نظرات ()