علایم مزاجهای چهارگانه و انتخاب غذا.حجامت.زالو درمانی.

اموزشی و بهداشتی و سلامتی

 

در پزشکى کنونى خطاها و خطرات فاخشى از نظر پیشگیرى و درمان بیماریها وجود دارد که باعث طولانى شدن سیر بیماریهاو ایجاد عوارض گوناگون منجر به مرگ بیماران مى شود که مهمترین علت آن تجویز داروهاى شیمیایى مى باشد که ایجاد
اعتصاب پزشکان در » : مسمومیت حاد و مزمن مى کند. جهتاثبات مطالب فوق به یک سند انکارناپذیر استناد مى گردد
۱۶/ ۱۹ درصد به ۲ / در سال ۱۹۷۶ که به مدت ۵ هفته طول کشید ۱۸ درصد از تلفات بیماران کم شد و دقیقا از ۸ « لس آنجلس
درصد هزار نفر جمعیت رسید، ولى پس از اینکه پزشکان شروع به کار نمودند تعداد تلفات بیماران افزایش یافت و حتى اندکى
( بیش از دوران قبل از اعتصاب رسید.( ۱
اعتصاب پزشکان باعث ۶۰ درصد کاهش مرگ و میر بیماران » ۱۳۵۳ با عنوان /۳/ مورد دوم خبر روزنامه اطلاعات مورخ ۳۱
مى باشد: « شد
اورشلیم  دیروز متصدیان کفن و دفن در گورستانهاى اسراییل اعلام کردند بر اثر اعتصاب ۱۰ روزه پزشکان در اسراییل »
میزان مرگ و میر در حدود ۶۰ درصد کاهش یافته است. متصدیان کفن و دفن مرد هها در یک مصاحبه مطبوعاتى گفتند که نمى دانند آیا این امر یک واقعه تصادفى است یا آنکه واقعا بر اثر عدم مداخله پزشکان مردم جان سالم به در برد هاند. در جریان مصاحبه متصدیان گورستانها، خبرنگاران به شوخى اظهارامیدوارى کردند که پزشکان براى ترحم به مردم هر چند یکبار دست
«! به اعتصا بهاى طولانى بزنند و کارى به کار بیماران نداشته باشند
پزشکى جدید مثل همه فعالیتهاى » : در فصل مربوط به پزشکى جدید مى خوانیم « جهان در سراشیبى انحطاط » در کتاب
دیگر جامعه معاصر نشانگر دید جهانى نیوتنى است. کار پزشکى با دید مکانیکى، مدت ۲۰۰ سال است که بر مشاغل مربوط به تندرستى سایه افکنده است. تامس مک کئوون، یکى از خبرگان انگلیسى تندرستى، طرز تلقى رایج را بدین صورت خلاصه کرده
است: برداشتى که از زیست شناسى و پزشکى در قرن هفدهم شده است، نوعى مهندسى برپایه مدل فیزیکى بود. طبیعت،
مکانیکى ادراכ مى شد و در زیست شناسى باعث پیدایش این نظر گردید که جاندار را مى توان به صورت ماشینى به تصور آورد
که اعضایش جداشدنى و بار دیگر متصل شدن ىاند بهاین شرط که ساخت و کنش آنها کاملا" شناخته شده باشد. همین نظریه در پزشکى فراتر رفت و به این باورانجامید که شناخت فرایندهاى بیمارى و پاسخ بدانها این امکان را به وجود م ىآورد که بتوان
به خصوص به روشهاى فیزیکى (جراحى) و شیمیایى و الکتریکى دست به کار درمان شد.
را نشنیده اید ولى پزشکان با آن آشنا هستند. این کلمه ده حرفى را در مقابل Iatrogenic خوشبختانه شما اصطلاح پزشکى قرار دهید، پاسخشاحتمالا" عبارت خواهد بوداز دفاع فورى توأم با مختصرى وحشت. بیماریهاى پاتروژنیک (یا
بیماریهایى که توسط پزشک بوجود م ىآیند) آنهایى هستندکه در واقع پزشکان، بیمارستانها، داروها و دستگاههاى درمان به
وجود م ىآورند. واقعیت این است که وضع بیمار به دنبالاعمال یک اقدام پزشکى به طور موقت بهتر م ىشود ولى غالبا همراه
۷۵ تا ۸۰ درصد همه » مشکل بزرگترى براى تندرستى بیمار است. بخشى از توضیح مسئله به این واقعیت مربوط است که بیمارانى که به پزشک مراجعه و طلب کمک م ىکنند، بیماریهاى دارند که یا به هر صورت خوب م ىشوند و یا با قو ىترین
با این حال پزشکان به جاى آنکه بیماران را به محل کمک هاى پزشکىابتدایى «. داروهاى امروزى هم قابل بهبود نی
4
بفرستند دست به عمل جراحى م ىزنند و داروهاى مختلفى نسخه م ىکنند که براى بیمار مشکلات بزرگترى م ىآفریند. مثلا"
مى بریم، حال آنکه زیان درازمدت قرار داشتن در معرض تابش X بیشتر ما اکنون مى دانیم گرچه سود اندکى از دریافت اشعه آن بسیار بیشتر است. این پدیده در هیچ جا آشکارتر از آنتى بیوتیکها نیست. این داروى به اصطلاح عجیب براى تقریبا هر بیمارى عفونى که وضعى بلاتکلیف دارد تجویز مى شود. نتایج حاصل فاجع هآمیز بوده اند. از آنجا که آنتى بیوتیکها باکتریها را
یکسره مى کشند، بسیارىاز جانداران درون بدن ما را که براى حفظ تندرستى ما لاز ماند یکسره مى کشند. برفک مهبلى،
عفونتهاى قارچى روده، کمبود ویتامین و تعدادى از اختلالات دیگر حاصل استفاده אز آنتى بیوتیکهاست. استفاده کلان از این
داروها سبب شده است که دودمانهاى مقاوم از آنها به وجود آید که هم در مقابل کاربرد دارو همچنان زنده م ىمانند و هم درغیاب آن، یعنى در حالت عادى اوضاع بدن انسان.
آنتى بیوتیکها فقط نمایانگر رأس کوه یخى است که از بیرون آب نمایان است. براساس یک بررسى مفصل که به وسیله
کمیته فرعى سناى امریکا در سال ۱۹۶۲ انتشار یافت مشخص شد از ۴۰۰۰ دارویى که متجاوز از ۲۴ سال قبل به صورتى قانونى وارد بازار دارویى کشور شد هاند تقریبا نیمى ارزش علمى تأیید شده ندارند و از آن زمان تاکنون تغییرى در وضع پیدا نشده
است. جالبتراین است که بسیارىاز این فرآورده هاى بى اثر، که به وسیله شرکتهاى بزرگ ساخته اند، به راستى خطرنا כاند و
گزارش « قرص، سود، سیاست » باعث بیمارى شده اند. میلتون سیلورمن داروشناس پژوهشگر و فیلیپ لى در کتابشان به نام
به قول مؤلفان مسئله چنان «. اختلالات ثانویه ناخواسته ناشىاز داروها بیش از سرطان پستان قربانى مى گیرد » داده اند که
صادر شده است که اثرات ناخواسته داروها اکنون در ردیف ده علت عمده بسترى شدن در بیمارستانها درآمده است و به اندازه

حرفه پزشکى ایجاد مى کند غیرممکن است. ولى این را م ىدانیم حتى وقتى بیمار در بیمارستان درمان مى شود، از هر پنج نفر،
یکى مبتلا به بیمارى یاتروژنیک مى گردد و یکى از ۳۰ نفر بیمار یاتروژنیک سرانجام به وسیله داروى تجویز شده پزشک مى میرد. فاجعه این است که در وهله اول بیمارى بسیارى از بیماران، اساسا دلیلى براى بسترى شدن در بیمارستان وجود ندارد.


آمار افزایش طول عمر را غالبا دلیلى بر این ارائه مى دهند که پزشکى جدید به پیروزیهاى جالبى دست یافته است. به این افسانهاز آن جهت سخت چسبیده اند که مدرכ لازم براى ادامه حمایت از مکانیکى بودن اقدامات پزشکى و دیگر فعالیتهاى حیاتى ارائه مى دهد. حقیقت این است که پزشکى درمانى امروزى نقش کوچکى در از بین بردن بیماریهاى عمده مرگبار ایفا
کرده است و چندان حق ندارد ادعا کند که سهم بزرگى در افزایش عمر دارد. از چند بررسى معلوم شده است که عوامل عمده دست اندرکار بودن افزایش طول عمر در ۱۵۰ سال گذشته، بهداشت و بهسازى و بهبود تغذیه بوده است. از یکى از بررس ىهایى
که در دانشگاه بوستون و بیمارستان عمومى ماساچوست به وسیله جان و سونیا مک کین لى انجام گرفته است، مانند بررسى اى
که قبلا" به وسیله مک کئوون در اروپا انجام شده بود معلوم شد که افت میزان مرگ و میر درایالات متحده از سال ۱۹۰۰ به
این طرف به علت از بین رفتن باتلا قها و افزایش بهداشت عمومى بوده است. گزارش بر روى هم نتیجه م ىگیرد:
اقدامات پزشکى (هم شیمى درمانى و هم پیشگیرى) از سال ۱۹۰۰ ظاهرا اثر کمى در کل کاهش مرگ و میر در ایالات متحده
داشته است؛ زیرا در بسیارى از موارد، چند دهه بعد از تنزل آشکار بیماریها، دست اندرکار شده و اثرى محسوس در بسیارىاز
موارد نداشته است.

تا سال ۱۹۵۰ طول عمر میانگین در امریکا همچنان به بعد شروع کرد به وضع ثابتى پیدا کردن و امروزه دست کم در مورد
مردها، طول عمر در حال کاهش است. جالب اینجاست که طول عمر در همان  ایامى شروع به کاهش کرده که درمان و
مراقبتهاى پزشکى استفاده ا ز تکنولوژى پیشرفته را آغاز کرده است! دهه ۱۹۵۰ نیز نمایانگر نخستین سالهاى ورودامریکا به عصر پتروشیمى بوده است. حتى دولت در این زمینه معترف است که بین افزایش بیمارى از سال ۱۹۵۰ و آلودگى یا مواد زاید
حاصل از اقتصاد پتروشیمیک، رابط هاى وجود دارد: محیطى که به وجود م ىآوریم اکنون عامل عمده تلفات درایالات متحده است. سرطان، بیماریهاى قلب و ریه که ۱۲ درصد مرگ و میر رادر سال ۱۹۰۰ و ۳۸ درصد را در سال ۱۹۴۰ تشکیل مى دادند
به ۵۹ درصد همه مر گومیرها در سال ۱۹۷۶ افزایش یافتهاند... مدارכ فزاینده بیشتر پیدایش این بیماریها را با ماهیت محیط ربط مى دهند. اثرات مرگبار آلودگى بر فیزلوژى انسان به راستى گیج کننده است. در شهر نیویورכ بیشتر تاکسیرانان آن قدر مونواکسید کربن در خون دارند که خونشان قابل انتقال به بیماران نیست. چند سال پیش دانشمندان به یک کمیته سنا اظهارشیر پستان آدمى به صورتى فزاینده حاوى آف تزداها » : داشتند که دیگر ممکن نیست شیر غیرآلوده براى تغذیه کودکان پیدا کرد
«. و دیگر مواد سرطان زاست و شیرهاى خشک حاوى مقدار زیانبارى سرب است
در یک بررسى چند سال پیش دانشجویان یک دانشگاه پسرانه، تقریبا در یک نفر از هر چهار نفر دانشجو تراکم
منى حاوى مواد شیمیایى » ؛ اسپرماتوزئیدهاى موجود در منى پایین تر از آستانه لازم براى تولید مثل موفقیت آمیز بوده است
صناعى از جمله پنتاکلروفرول (یک فرآورده آف تزدا ومحافظ چرب که مورد استعمال زیاد دارد) و پلى کلرابى فرنیل ها و
براساس چند گزارش دولتى در چند سال پیش، عامل ۶۰ تا ۹۰ درصد همه انواع سرطان در «. متابولیست هاى د.د.ت بوده است
آموزش و » ایالات متحده، عوامل محیطى اى بوده اند که از مواد محافظ خوراכ تا مواد سمى متغیر بوده اند. جوزف کالیفانو منشى
نیروى کار ملت را در اواخر تابستان ۱۹۷۸ با اعلام نتایج یک بررسى گسترده مبنى بر اینکه ۲۰ تا ۴۰ « پرورش، تندرستى و رفاه
درصد همه سرطانها مربوط به کارند، شگفت زده کرده است، در نتیجه تماس تعدادى فلز ومواد شیمیایى وفرایندهایى که براىادامه برون ده صنعتى لاز م اند. از آنجا که از موقع قرار داشتن در معرض سرطا نزاهاى شیمیایى و بروز سرطان ۲۰ تا ۳۰ سال
طول مى کشد، برآورد م ىشود که یک نفر از هر سه نفر امریکایى زنده امروزى درآینده به سرطان مبتلا خواهد شد. واقع امر این
است که چون استفاده بسیار زیاد از مواد صناعى و آف تزداها و دیگر مواد شیمیایى در صنعت و تجارت بعد از جنگ جهانى دوم
صورت گرفتهاست، بسیارىاز خبرگان پزشکى پیش بینى مى کنند که در اواسط دهه ۱۹۹۰ سرطان صورت هم هگیر پیدا خواهد
کرد. چشم انداز تندرستى براى آینده نزدیک ترسناכ است. انسان هوشمند برאى زندگى در محیطى که بسیار صنعتى و
پتروشیمیایى شده، ساخته نشده است.کالبدشناسى مااز روزى که روى زمین ظاهر شد ه ایم، تغییرى نکرده است. ما از دیدگاه
طراحى شد هایم. هر مرحله پیشرفت اقتصادى و اجتماعى فقط فشار « شکارچى  گردآورنده خوراכ » زیست شناسى براى زندگى
فیزیولوژیک بر بدن ما وارد ساخته است و شانس ما رابه عنوان یک نوع، براى بقاى درازمدت کاهش داده است.
نشانه هاى اخطاردهنده به چشم م ىخورند. صدور فزاینده دىاکسیدکربن و متان و کلوروفلورئور و کربن و اکسید نیتروژن
دارند زمین را براى یک بحران پزشکى جهانى آماده م ىکنند که به احتمال زیاد تعداد کثیرى از ما را از بین خواهد برد. پدیده
تشدیدشونده گرمخانه اى همراه با افزایش فاجعه آمیز سرطان و بیماریهاى قلبى و ریوى خواهد بود و میلیاردها مردم سراسر
(۲)«. جهان را به دام گرما و گازهاى گرمخان هاى حاصل از سوخت فسیل و دیگر گازهاى صنعتى، گرفتار خواهد کرد
در فرانسه اشاره کنیم: « واکسیناسیون خطرناכ » درباره خطرات پزشکى جدید مناسب است به مطلبى هم پیرامون یک

:(۱۳۷۶/۱۱/ افشاگرى درخصوص یک واکسیناسیون خطرناכ در فرانسه (روزنامه جمهورى اسلامى، ۱۲
« هپاتیت بى » روزنامه فرانسوى لوپاریزین نوشت: ۱۷۵ هزار کودכ در سال ۱۹۹۵ میلادى با یک داروى خطرناכ علیه
واکسینه شد ه اند. لوپاریزین مى افزاید: بسیارى از کودکانى که از این واکسن استفاده کردند به سختى بیمار شدند. برپایه این
گزارش، این موضوع محرمانه مانده و والدین کودکان مبتلا نیز به دلیل بیمارى فرزندان خود آگاه نشد هاند.
لوپاریزین با انتشار سندى محرمانه در این رابطه م ىنویسد: چند روز پس از اولین بسیج واکسیناسیون گسترده در کشور، درعده زیادى از کودکانى که قبلا" به وسیله هپاتیت بى واکسینه شده بودند اثرات غیرطبیعى بسیار شدیدى مشاهده شده است.
این روزنامه به نقل از کارشناسان مى افزاید: میزان این واکسن براى کودکان ۱۱ ساله بسیار قوى بوده است. لوپاریزین
مى افزاید: جالب این است که هشت ماه پساز این رویداها مجوزهاى ورود این دارو به بازار به طور اسرارآمیزى اصلاح شد.
این واکسن اکنون براى استعمال کودکان زیر ۱۵ سال مجاز نیست.

را متوقف کرد. در پى تصمیم دولت فرانسه در زمینه تعلیق برنامه واکسیناسیون دان شآموزان در برابر بیمارى « هپاتیت  ب »هپاتیت ب، بحثهاى جنجالى برپا شده است. به گزارش واحد مرکزى خبر به نقل از رادیو فرانسه در پى مشاهده بعضى از
نشانه هاى آسیب شناسى ناشى از مصرف واکسن در نزد کودکان، دان شآموزان تصمیم به تعلیق برنامه واکسیناسیون برضد«. هپاتیت ب گرفتند
از سوى دیگر سازمان بهداشت جهانى در یک واکنش سؤال برانگیز اعلام کرد: از لحاظ علمى مشاهده این نشانه هاى آسیب شناسى براى قطع برنامه واکسیناسیون کافى نیست! این سازمان در تاریخ ۹ آبان ۱۳۷۷ با انتشار اطلاعیه اى شروع به
و «! یکصد برابر ویروس ایدز قدرت سرایت دارد « ب» تهدید و تطمیع دولتها و مردم جهان نموده و اعلام کرد: بیمارى هپاتیت
سازمان بهداشت جهانى به دولتها توصیه «! مبارزه با یک نوع سرطان در بدن است « ب» تزریق واکسن علیه بیمارى هپاتیت
کرد تا نسبت به انجام واکسیناسیون نوزادان، افراد بالغ و اشخاص در معرض خطر این بیمارى از قبیل کارمندان زندانها، فرزندان افراد مبتلا، و سازمانهاى بهداشتى اقدام لازم را به عمل آورند!
عامل دیگرى نیز درباره خطرات منجر به مرگ بیماریهاى جدید بیماران وجود دارد، و آن مربوط به نقص معلومات آموزشهاى پزشکى مى باشد که متأسفانه تاکنون کمتر مورد توجه محافل صلاحیت دار پزشکى قرار گرفته است، که اینک به بحث درباره آن مى پردازیم، ولى قبلا" یادآورى مى کنیم که هیچکس نم ىتواند این حقیقت مسلم را انکار کند که برترین لذت
است که موجب اعتبار و سبب افتخار « هنر درمان بیمار » روحى پزشکى آن است که بیمارش به خوبى درمان شود، چه تنهاپزشک در اجتماع و پایه سرافرازى و مایه بلندنامى او در میان اقران و امثال خواهد بود، بنابراین هیچ پزشکى در سراسر جهان
وجود ندارد که بخواهد بیمارش تلف شود و مردم علت مرگ را به او نسبت دهند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری ; ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۸
comment نظرات ()