علایم مزاجهای چهارگانه و انتخاب غذا.حجامت.زالو درمانی.

اموزشی و بهداشتی و سلامتی

 

باب اول: ضعف معده

چنانچه هضم غذا بد باشد، باید ملاحظه کرد که آیا در معده اخلاطی وجود دارد یا اینکه ضعف آن صرفاً بخاطر سردی است؟ اگر ضعفش بخاطر سردی باشد آیا آمیخته به بلغم هست یا نه؟

اگر صرفاً سردی کرده باشد، درمانش فقط به گرمی ‌است: کمی ‌زنجبیل، دارفلفل، نانخواه و مصطکی را گرفته و آرد کرده سپس الک کنید و با عسلِ صافی، خمیر کرده و به وزن هفت درهم با میعه خشک مخلوط با آب، هم بزنید و مصرف کند. بیمار از خوردن آب بخصوص آب سرد اجتناب کند مگر آنکه جرعه‌جرعه بنوشد. خوراک بیمار، کباب تهیه شده از گوشت گنجشک و کرویا باشد.

اما اگر سردی معده همراه با بلغم باشد، به بیمار غذایی خورانده شود که در آن ترب خیس خورده، خردل و عسل باشد سپس قی کند. همچنین حریره شور و چرب داده شود و ساعتی منتظر بمانید تا غذا غلیظ گردد و بلغم قطع شود سپس مقدار فراوانی سکنجبین با آب گرم بنوشد پس از آن غذای تهیه شده از لوبیای سرخ، نمک سفید، شوید و چند قطره روغن سرکه را گرفته و آب آنرا بنوشد تا معده‌اش کاملاً پاک شود. سپس معجون پیش گفته کفایت می‌کند. اما چنانچه بیمار قی کردن را ناخوش داشت و انجام آن برای او دشوار بود، هر روز و هر شب یک مثقال شبیار بنوشانید تا معده‌اش پاک گردد.

باب دوم: تهوع (غثی)

چنانچه پس از میل غذا تهوع عارض شود بهتر است معده بیمار را با قی کردن تخلیه کند. سپس میعه نوشانده شود. اما اگر قی کردن پیش از غذا خوردن اتفاق افتد چنانچه نشانه‌های صفرا آشکار بود، آب انار سرد یا فقاع سرد نوشانده شود و از قی کردن پرهیز گردد تا صفرا به فم معده حرکت کند سپس آب انار ساده نوشانده شود. اما چنانچه نشانه‌های صفرا آشکار نبود آب انار و نعناع، مناسب است ان‌شاءالله‌تعالی.

 

باب سوم: دل‌پیچه (مغص)

چنانچه پس از غذا خوردن، دل‌پیچه عارض شود، درمانش قی کردن است بویژه اگر معده درد داشته باشد. اما اگر درد در ناحیه زیر ناف باشد با روغن زنبق[1] داغ با کمی ‌مشک و غالیه که در آتش ذوب شده مالش دهد آنگاه از بیمار خواسته شود تا از مقعد خود باد خارج کند. برای تخلیه روده، از کندر، کمون و انیسون آرد شده با شکر و آب جوش و یا شراب داغ مخلوط شده با کمی ‌پودر فلفل و زنجبیل بکار می‌آید.

چنانچه بیمار علاوه بر  مغص، احساس سوزش شدید و داغی شکم داشته باشد، عارضه‌ای صفرایی خواهد بود که درمانش خوردن آب گرم آمیخته با چند قطره روغن بادام یا روغن گل و یا روغن بنفشه است. این دارو، باعث کار کردن شکم از بین رفتن انسداد می‌شود.

 

باب چهارم: سکسکه

اگر سکسکه ناشی از حرکتی باشد که پس از غذا خوردن و بالا آمدن غذا به سمت فم معده رخ دهد بهتراست غذا تخلیه شود. اگر بیمار چنین کاری را ناخوش داشت درمانش مکیدن به، انار شیرین، نعناع، پودنه و سوسنبر است.

اما اگر معده خالی بود چنانچه در پی استفراغ شدید یا به دنبال تب بالا باشد باید پزشک، بیمار را معاینه کند و خودسرانه درمانش نکن.

اما اگر علائم دیگری داشت در آنصورت ناشی از خلط فاسدی است که در فم معده مستقر شده و کنده شدنش دشوار گردیده است. در چنین حالی به بیمار شبیار و حبّ ایارج بنوشان که دردش تسکین یابد و برای چند روزی باید غذای وی تلطیف شود. همچنین سکنجبین بنوشان و با هلیله کابلی معده‌اش را تقویت کن.

از جمله اقداماتی که سکسکه را تسکین می‌دهد خبر خوش ناگهانی است. دیگر اینکه بیمار نفس خود را مدتی در سینه حبس کند بخصوص اگر بینی خود را برای مدتی بگیرد تا نفس او به اندرون برگردد، این کار تأثیر شگرفی به خواست خداوند متعال خواهد داشت.

 

باب پنجم: ناگواردن طعام (هیضه)

ناگواردن[2] وقتی عارض می‌شود که در خوردن غذا زیاده‌روی صورت گیرد و معده همین که شروع به هضم آن کند فقط به اندازه توان خود قادر به هضم شده و مابقی خوراک در حالت نیمه‌هضم باقی می‌ماند و بدن، آن را دفع می‌کند. در بسیاری از موارد به دلیل نفخ به مجاری و دهانه رگ‌های متصل به فم معده و روده‌ها فشار می‌آورد و صفرا و بلغم را جذب کرده، به اسهال بدل می‌شود. بنابراین مبتلا به ناگواری غذا بهتر است مدفوع خود را وارسی کند چنانچه در مدفوعش غذای هضم نشده است و بدن بیمار نحیف و رو به ضعف باشد نباید مانع تخلیه آن شود. همچنین لازم است بیمار، آن روز را از غذا خوردن خودداری کند و اگر نتوانست، مقدار کمی ‌نان و دوشاب کهنه (مطبوخ عتیق) را میل کند و اگر آن را ناخوش داشت نان و شرابِ‌ به (مِیْ‌‌بِه) بخورد. چنانچه شکم بند آمد و درد آرام گرفت و گرسنگی واقعی به سراغش آمد به خوردن اقدام کند و چند روزی غذایش سبک باشد.

اگر اسهالش زیاده از حد باشد و دفعش به رنگ‌ها و اشکال مختلف و دل‌پیچه و درد نداشته باشد و مدت زمان زیادی از مصرف داروهای مسهل گذشته باشد نباید مانع بند آمدن دفع شود البته مشروط به اینکه قوه او تحلیل نرود.

اما اگر اسهالش همراه با دل پیچه و یا درد باشد و قوه او رو به تحلیل رود، دفعش را وارسی کند چنانچه به رنگ زرد خالص بود اگر همراه با تشنگی هم باشد اما شکمش قراقر نکند و گاز دفع نکند در آنصورت درمانش صرفاً استفاده از نان خشک سوده شده است. اما اگر نیازمند به دارو باشد به وزن دو درهم اسفرزه در آب سماق خیس خورده در گلاب خالص حل کند و بنوشد. اما چنانچه سوزش و بریدگی (تقطیعِ)[ناشی از آسیب صفرا به جدار روده] بیشتر شد زرده تخم مرغ همزده با روغن گل را بخورد. وقتی اسهال باعث زخم روده‌ها شد چربیِ خورشت سکبا[3] با گوشت گاو و لبّ‌الخبز [؟] میل کند آنگاه آب سرد بر روی آن غذا بنوشد پس از آن، چنانچه ترشحات بلغمی ‌از او دفع شود و شکمش قراقر و نفخ کرد اما احساس سوزش نداشت به وزن دو درهم تخم زیره تفت داده و پودر شده را با مصطکی به وزن نیم درهم گرفته و در مقدار کمی ‌ربّ أبرش[؟] حل کند و بنوشد و سپس صباغ مویز سیاه و مغز گردو و جوانه خردل و زیتون میل کند و آب آن را با خندیقون مخلوط کرده بنوشد. چنانچه با این اقدامات، مزاجش به حالت طبیعی برگردد غذا خوردن را با غذاهای قابض شکم از سر بگیرد.

اما اگر اسهالش همراه با خون باشد درمانش چنین است: بارتنگ، تخم خرفه و باقلی را هر کدام به وزن دو درهم گرفته و با گل مختوم، صمغ عربی و طباشیر هر یک به وزن یک درهم مخلوط کرده و یکجا میل کند و بر روی آن کمی‌ آب بارتنگ یا آب خرفه بنوشد و غذایش را نان خشک سوده (کعک) در آب غوره یا آب انار ترش قرار دهد.

 

باب ششم: زحیر[4]

اگر دل‌پیچه شدیدی عارض شد و مدفوع بیمار، ترشحات بلغمی‌ و کف‌ مانند بود و چه بسا در پی آن حالت، خون هم اضافه شود به آن زحیر گویند. درمان این عارضه با حبّ رشاد پودر شده است که با آب و روغن نسرین بنوشد و نانخورش زیتون، مغز گردو، کفکِ خردل (رغوة‌الخردل) و نان میل کند.

اما چنانچه دل پیچه، همراه با خون باشد تخم نازبو (شاهسفرم) مخلوط شده در آب و روغن گل را بنوشد. و زردة تخم مرغ کباب شده با نان و گردو و پنیر میل کند.

این شیاف مقعدی را چنانچه زحیر شدیدتر شد استفاده کند: گلنار و سفیداب و مرّ و لادن را از هر کدام قدری گرفته و با هم بکوبند و سپس به یک اندازه در آب مخلوط کنند و کمی‌ نسرین در آن بریزند. اما اگر با زحیر، ثقل همراه شود، از گلنار و سفیداب هر کدام یکی را گرفته و جداگانه در پارچه‌ای همراه با مقداری بارتنگ خمیر کنند و اگر در اختیار نبود با گلاب مخلوط و رقیق کنند و قدری روغن گل نیز با آن همراه کنند.


باب هفتم: قولنج

قولنج یا در اثر بلغم لزجی است که باعث سردی امعاء شده و در پی آن روده‌ها دردناک می‌شوند و یا ناشی از گازهای نفخ‌آوری است که باعث کشیدگی امعاء شده و در پی آن دردناک می‌شوند و یا ناشی از خشکی درد و رسوخ آن است.

وقتی درد قولنج عارض شود نباید در آغاز درمان داروهای گرمی‌بخش و بویژه مسهل داده شود چه اینکه اگر از غذا خوردن بیمار زمان زیادی نگذشته باشد این کار باعث افزایش درد و بروز مشکل در معده شده و عوارض فراوانی بدنبال می‌آورد پس بهتر است فرد از غذا خوردن خودداری کند و آب‌جوش را جرعه‌جرعه بنوشد تا درد آن آرام شود. حداقل زمان دوری از غذا دو روز است و اگر بیمار ضعیف شد به جای غذا آب‌گوشت (ماءاللحم) با ادویه خشک و کمی مغز گردو بنوشد، سپس ایارج بنوشد و به وزن دو درهم معجون ساده را میل کرده آنگاه چهار ساعت بعد این جوشانده را استفاده کند: پوسته ریشه کرفس و پوسته ریشه رازیانه هر کدام به وزن دو درهم و تخم کرفس و تخم رازیانه هر کدام به وزن دو درهم گرفته و در سه رطل آب، پخته تا آنکه دو سوم آن بخار شود آنگاه دو سوم را صاف کرده و مقداری فلوس به وزن هفت درهم و پانیذ به مقدار ده درهم را در آن ریخته و به وزن سه درهم روغن کرچک اضافه کند سپس داغ شده آن را بنوشد. اگر نشانه‌های گرمی در بیمار آشکار بود روغن سرکه به وزن چهار درهم به آن بیفزایید؛ چنانچه طبیعتش بازگشت و دردش آرام شد خورشتی تهیه شده از چکاوک درشت و نخود با پوست و شوید و زیره و روغن سرکه میل کند.

اما اگر به حقنه نیاز افتد دوسومِ رطل از آب خارخسک تازه را بجوشاند و یک اوقیه روغن سرکه در آن بریزد و به وزن بیست درهم شکر سرخ و یک مثقال نمک هم اضافه کند و اگر نیاز شد قدری عسل و روغن خارخسک نیز بیفزایند.

اما قولنج ناشی از ورم امعاء را باید بر پزشکان عرضه کند.

 


باب هشتم: کرم‌‌هایی که در شکم تولید می‌شوند

چیزی که انواع انگل‌های شکم را از بین می‌برد ناشتا خوردن پودنه با سرکه است. همچنین باقلای مصری را ناشتا میل کند؛ اما دارو: بیمار شیح ارمنی، عسل، تخم نیلوفر (حب‌النیل)، ریح کابلی[5] و افسنتین را جداگانه یا با هم بنوشد.

 

باب نهم: دردهای کبدی

اگر شروع درد کبد یکباره و همراه با حرارت آشکار و تشنگی مفرط و نبض عظیم و سرخی ادرار باشد، باسلیق راست را فصد کن و کبد را با پارچه خیس‌خورده در گلاب، صندل، کافور و عصاره برگ بید یا عصاره به یا عصاره سیب خنک شده با یخ، خنک کن.

همچنین به بیمار آب جو (ماءالشعیر) با سکنجبین ساده یا آب انار ترش بنوشان و چنانچه تب نداشته باشد جوجه پخته با آب‌غوره همراه با کدو و خرفه به بیمار بخورانید اما اگر بیمار تب داشته باشد پرهیزانه (مزوّره) با آب‌غوره و کدو داده شود. همچنین آب بسیار سرد بنوشد و در نهایت، دو الی سه روز عصاره کاسنی با سکنجبین ساده میل کند.

اما اگر درد تدریجاً فزونی گرفت و چهره بیمار به سفیدی پف‌آلودی گرائید و تشنگی‌اش کمتر شد اینها دلیل سردی بیماری است ...[6] به بیمار خوراک گنجشک و پرنده بیابانی دهید.

اگر ادرار بیمار پررنگ بود و نشانگان گرمی و قرمزی بارز شد، روزانه مقداری عرق کاسنی، لبلاب، پیه روباه، کاکنج و رازیانه سه اوقیه با یک اوقیه سکنجبین تازه تا زمان برطرف شدن سرخی ادرار دستور ده. همچنین خورشت زرشک همراه با روغن سرکه تازه و شیرین شده میل کند. چنانچه گرمی برطرف شد معجون‌ها و آب ریشه‌ها را از سر بگیر. علاوه بر آن کبد را با این ضماد درمان کن: لادن، مصطکی، زعفران، عود، سنبل‌الطبیب، اشنه و فقاح اذخر را گرفته پس از خرد کردن الک کن و با روغن شیرین‌بیان و موم زرد آب شده خمیر کرده بر کبد طلا کنید و پارچه‌ای آغشته به آب بید ببند؛ چنانچه نشانه‌های بدحالی و ضعف در کبد آشکار گردید بیمار را بر پزشک عرضه کن.

 

باب دهم: دردهای طحال

اگر درد طحال همراه با علائم گرمی و نیز پررنگ شدن ادرار و نبض عظیم باشد در آن صورت رگ اسیلم و نیز رگ زیربغل (إبط) از دست چپ را فصد کن و به بیمار عصاره برگ بید، جلنار، طرفا، کاسنی و رازیانه مخلوط شده با سکنجبین و پوست کبر بنوشان و خورشت کبر همراه با گوشت پرنده یا گوشت بزغالة نر میل کند.

اما چنانچه علاوه بر درد طحال، رنگ رخساره بیمار سیاه متمایل به سبز بود و معده‌اش ضعیف و هضم غذا نادرست و قراقر شکم و نفخ بسیار داشت در آن صورت ترکیبی از کبر، اشق، برید و غاریقون هر کدام به وزن دو درهم گرفته و هر شب به مدت یک هفته بنوشد. علاوه بر آن دبکراک[7] تهیه شده با گوشت پرنده بری یک نوبت در روز میل کند و شب او را گرسنه بدار و دوشاب کهنه (مطبوخ عتیق) بنوشان اما چنانچه ناخوش داشت از حندیقون استفاده کند همچنین گردو، انجیر، مویز خراسانی و پسته به عنوان تنقل مصرف کند. آب را فقط جوشیده و داغ بخورد و طحال را با این ضماد ببندد: مقداری گِل زرد و مقل ازرق را یک شبانه‌روز در سرکه خیس کند سپس در هاون بکوبد تا یکدست شود آنگاه چربی اردک و مرغ را هر کدام به مقدار یک اوقیه آب کرده و پس از آنکه خوب تصفیه گردید در هاون بریزد و یک اوقیه مغز قلم گاو، اشنه، فقاح اذخر، زعفران، سنبل، عود و نیز عود لین را هر یک به مقدار دو درهم پودر کرده و با رستنج[8] در هاون نهاده و بکوبد تا یکدست شود سپس مقدار قابل توجهی از آن را روی پارچه‌ای به شکل و اندازة ناحیه طحال نهاده و آن را گرم کرده و بر روی طحال بگذارد و سپس پارچه دیگری آغشته به روغن شیرین‌بیان را بر پیشانی بیمار ببندد این ضماد را به مدت چهار ساعت پیش از غذا بکار ببند سپس او را به گرمابه وارد کن و مقداری پودنه، سداب، برگ پنج‌انگشت و طرفا را در آب ریخته و بپز سپس موضع را با این عصاره شستشو بده.

 

باب یازدهم: یرقان

چنانچه همه بدن بویژه حدقه چشم زرد شود و همراه با تب شدید باشد در آن صورت یرقان این فرد در مجموع یرقان نافعی است مایة امان بیمار خواهد بود، درمان این نوع یرقان با درمان تب همراه است.[9]

چنانچه یرقان اصلی و تب‌دار عارض شود و علائم گرمی آشکار گردد به بیمار آب کاسنی و رازیانه با سکنجبین تازه بنوشان. بیمار باید هر روز پیش از غذا وارد خزینه گرمابه شود چنانکه باید با جوشانده هلیله زرد، فلوس و شکر طبرزد مزاجش روان شود و چنانچه زردی و گرمی برطرف نگردید با چند قطره سرکه زده شده با روغن‌گل بیمار را به عطسه وادار کنید. همچنین خوراکش را آش سرکة کاملاً ترش تهیه شده از گوشت گاو و قریص[10] و مصوص[11] قرار دهند.

اما اگر همراه با یرقان نشانه‌هایی از گرمی نبود و یا اگر بود در پی عادت به خوردن غذاهای غلیظ و لزج باشد در آن صورت هر شب به بیمار حبّ غافث به وزن دو درهم داده شود و از خوردن گوشت منع گردد. علاوه بر آن باید خوراکش تلطیف شود و پرهیزانه‌های ترش تهیه شده با روغن سرکه میل کند.

 

باب دوازدهم: بیماری کلیه‌ها

چنانچه دردی ناگهانی در کلیه عارض شود و این درد در پی عادت به خوردن گوشت، شیرینی یا نبیذ باشد و نبض بیمار عظیم و ادرارش به سرخی بزند در آن صورت باسلیق را از سمت درد فصد کن. غذای بیمار تلطیف شود و خوراک تهیه شده از اسفناج، کدو، ماش پوست کنده، روغن بادام و عدس پوست کنده میل کند. همچنین صبح‌ها تخم خربزه، خیار، خیارزه، کدوی‌پوست‌کنده به همراه تخم خشخاش سفید، طباشیر و شربت بنفشه داده شود.

اگر این دستورات فایده نکرد مزاج بیمار را با آب میوه و روغن گل مخلوط با گلاب روان کن چنانچه مباشرت جنسی بیمار کم باشد بهتر است اقدام به آن کند.

اما چنانچه علاوه بر عوارض گفته شده تشنگی مفرط هم افزوده شود به بیمار ماءالشعیر پخته با کدو بنوشان و دوغ‌گاوی با نان‌خشکِ‌‌سوده (کعک=کاک) نیز میل کند و خورش‌ماهی‌تازه و جوجه پخته در آبغوره و همچنین خربزه، مغز خیار، آرد جو خنک شده با یخ میل کند.

بعلاوه مقداری صندل، گلاب و کافور ممزوج با آب خرفه یا آب کدو یا آب خیار را بر موضع کلیه بمالد. چنانچه بیمار خون ادرار کند و همراه با درد نباشد و خون قطع نشود در آن صورت خون‌سیاوشان، گل مختوم، کندر، خشخاش، صمغ عربی هر یک به وزن یک درهم در آب خرفه مخلوط کرده و داده شود. همچنین عدسیِ ترش داده شود.

چنانچه درد بسیار شدیدی در کلیه‌ها عارض شد و در نمونه ادرار مریض شن رسوب کرد نشان دهنده سنگ کلیه است در آن صورت به بیمار یکی از داروهای زیر داده شود: مغز تخم خربزه، دانه خورد شده انگور، تخم کرفس و انیسون و یا زوفا و یا رازیانه یا تخم خارخسک یا تخم خطمی و یا تخم پنیرک به وزن دو درهم خرد کرده به اندازه پانزده مثقال در سکنجبین تازه مخلوط شود. همچنین آب نخود سیاه با روغن بادام تلخ خورانده شود. بیمار باید از خوردن غذاهای غلیظ و لبنیات پرهیز کند.

چنانچه در کلیه‌ها ضعفی عارض شد و نشانه‌های سردی هویدا گردید روزانه یک مثقال از معجون جالینوس که گرمی‌بخش کلیه و مثانه است همراه با جوشانده زیره و پانیذ داده شود. علاوه بر آن خوراک جوجه را به شکل دبکراک تهیه و میل کند.[12]

همچنین گنجشک‌ها را با سرهایشان در روغن زیتون سرخ کرده میل نماید. نیز فالوده رقیق تهیه شده از عسل و کره مفید است و دو پهلوی او را به انواع عطریات و روغن یاسمن همراه با غالیه بمالد و شراب دهد و برای مدت طولانی از آمیزش جنسی خوداری کند.

 

باب سیزدهم: بیماریهای مثانه

سنگ مثانه بیشتر در کودکان تولید می‌شود. نشانه آن ادرار سفید رنگ و رسوب شن سفید رنگ است. بر آلت تناسلی اثر می‌گذارد[13] و خارش دائم آن را به دنبال دارد. در چنین حالی به بیمار متناسب با قوت و سنّ او خبّازی و از یک حب تا یک دانگ جوشانده نانخواه و قند پانیذ بدهد. همچنین تخم کرفس خرد شده از یک دانگ تا نصف درهم را با آب‌عسل مخلوط کرده به بیمار دهید. نیز ترب، شلغم و زردک آمیخته با روغن سرکه یا روغن گردو میل کند.

اگر دچار قطره‌قطره آمدن ادرار شد چنانچه ادرار زرد و گرم بود و نشانه‌های گرمی آشکار بود به بیمار تخم‌های با طبیعت سرد داده شود مثل شربت بنفشه‌ای که پیش از این آوردیم. علاوه بر آن به بیمار دوغ و نان‌خشک و همچنین اسفناج آمیخته به روغن بادام داده شود اما چنانچه گرمی ادرار شدید باشد شیر آمیخته به شکر دهید و مزاجش را با آب‌پنیر (ماءالجبن) مرکب بشکنید.

اما اگر همراه با قطره‌قطره آمدن، سوزش و گزش نباشد و رنگ ادرار سفید و نشانه‌های سردی و رطوبت آشکار باشد به بیمار میوه به، معجون جالینوس و گرمی‌های مخلوط با عسل دهید و شراب کهنه یا مثلث همچنین مرزنگوش و اطریفل کبیر، نان، عسل و گردو دهید.

 

باب چهاردهم: بیماری‌های مقعدی

اگر در ناحیه مقعد احساس درد ضربانی کند و مزاج اجابت نکند در آن صورت این عارضه ناشی از ورمی گرم در موضع است. درمانش این است که بیمار در ظرف آبی ولرم که با برگ خطمی و پنیرک و تکه‌های کدو که با تخم‌هایش پخته شده باشد بنشیند. همچنین موضع را با روغن گل خام زده شده با گلاب مالش دهد و نیز مزاجش را با عناب آمیخته با فلوس و پانیذ روان کند. اگر این اقدامات کفایت نکرد باسلیق را فصد کند. به بیمار خوراک ماش، سرمق و کدو با روغن بادام داده شود.

اما چنانچه از مقعد خونی کم یا بسیار خارج شود به بیمار قرص‌ کهربا یا قرص قرون‌الایل (شاخ گوزن) داده شود؛ اگر همراه با آن گرمی نباشد باید حبّ مقل داده شود و به بیمار انواع کدو و اسفیدباج داده شود. اما چنانچه خونریزی شدید باشد بیمار را با آب مورد گرم که قرص‌ گلنار در آن حل شده باشد حقنه کند و نیز از قرص‌های گلنار، شیافی آغشته به روغن مصطکی درست کرده و استعمال شود.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری ; ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۸
comment نظرات ()