علایم مزاجهای چهارگانه و انتخاب غذا.حجامت.زالو درمانی.

اموزشی و بهداشتی و سلامتی

 

میرزا علیخان ناصرالحکماء (معروف به دکتر میرزا علی خان) فرزند شیخ عبدالجلیل (طبیب) بن زین‌العابدین اصفهانی به سال 1284 هجری قمری متولّد شده است. او که از فارغ‌التحصیلان رشته پزشکی مدرسة دارالفنون بود، مدّت 4 سال در همان مدرسه به عنوان معلّم ریاضی و پس از آن بعنوان معلّم طبّ، جراحی، کحّالی (چشم پزشکی)، حکمت طبیعی (فیزیولوژی) اشتغال داشت.

او نیز همراه چند نفر دیگر ز پزشکان فارغ‌التحصیل مدرسه دارالفنون دورة چشم‌پزشکی را در دورة اقامت دو ساله "کتر راتولد"(Ratulde) از شاگردان دکتر"گالزفسکی" نزد وی گذارند و چنانکه از برخی نوشته‌ها استنباط می‌شود به مهارت و شهرتی دست یافت.

از وی آثاری در زمینه پزشکی به صورت تألیف و ترجمه بجا مانده است، که کتاب حاضر، در بهداشت فردی و عمومی، نمونه‌ای از آنها است.

ناصرالحکماء اگرچه در این کتاب از دانش جدید زمان خود استفاده بسیار کرده است، امّا همچنان ساختار کتاب خود را بر پایة شیوة متداول طبیبان سنتّی، در قالب ستّة ضروریّه طرّاحی کرده است. او در این کتاب که بر خلاف اسلاف و معاصرین خود روش آسان‌نویسی را برگزیده است، یادداشت‌های سودمندی نیز برای آگاهی مردم زمان خود از اصطلاحات و اوزان و مقادیر اروپائیان درج نموده است.

مطالعة این کتاب علی‌رغم گذشت یکصد و بیست سال از زمان تألیف آن هنوز دلپذیر و برای محقّقین تاریخ پزشکی و پزشکی اجتماعی جالب می‌باشد».

دفتر دوم

باب چهارم

در اختناق و خفه شدن 

در اختناق به‌طور کلّی

این مرض از دو علّت ممکن است حادث گردد:

1. آنکه هوا در ریه وارد نگردد، مانند حلق‌آویز شده و غریق و گلو فشرده.

2. آنکه در ریه، هوای غیرصالح از برای تنفّس وارد گردد، مانند هوای فاسد شده به وساطت دود زغال و بخارات تخمُّر شراب و بخار چاه مَبال و هرزآب و غیره.

 

علاج

اوّل رفع سبب اختناق را نمایند و بعد، عمل تنفّس و دَوَران را مجدّداً تحریک کنند. برای نیل بدین مقصود روی ستون فقرات و عضلات سینه را مالش‌های خشک یا با آب مُعدِّل بدهند. ترکیب آب مُعدّل از قرار ذیل است:

آمانیاک مایع (که وزن مخصوصش 92/0 باشد)         6

الکل کافوری                                                              1

نمک طعام                                                                6

آب مقطّر                                                                  100

نمک را در آب، حل کرده و صاف کرده و بعد الکل کافوری را اضافه کرده و پس از آن امانیک را بیفزایند و در وقت استعمال مایع را تکان دهند. و جوف بینی را با ریشة پر، دغدغه و در دو طرف سینه، فشارهای متناوبه، وارد آورند و درون ریه را به اعانت دهان به دهان گذاردن و یا به اعانت دَم، نفخ نمایند.

 

حلق‌آویز شده یا طناب افتاده

در صورتی‌که فقرات عُنُق از محلّ خود خلع شده و نخاع (مغز حرام) به وساطت فشار، بریده شده باشد مرگ فوراً دررسد و در غیر این حالت، مرگ نتیجة اختناق ساده باشد و در کمال بطوء، مریض درگذرد؛ چنان‌که بعضی اشخاص حلق‌آویز شده را دیده‌اند که پس از ده ساعت به وسایط عملیّه، حیاتشان معاودت نموده است.

برای علاج چنین اشخاص باید فوراً طناب و امثال آن را که در دور گردن است، بریده و هرچه را که مانع تنفّس و دَوَران ببینند از بدن مریض درآورده، سر و سینه را از تتمّة بدن، بلندتر کرده، ساق‌ها و ستون فقرات را با عَرَق یا سرکه یا غیر آن در نهایت شدّت مالش دهند و بلاتأمّل تنفّس مصنوعی را مطابق یکی از قواعد آتیه، معمول داشته و غالباً باید فصد نمایند.

 

غریق

غَرق، اختناقی است ساده و در آن مرگ از فقدان هوا و اکسیژن دررسد. نخستین مسأله‌ای که در باب غریق اهمیت دارد آن است که به وساطت دستورات آتیه، غریقی که سه ربع ساعت تا یک ساعت هم مرتمس در آب باشد ممکن است علاج شود؛ اگرچه گاهی در مدّت 20 دقیقه عمرش به سرآید و این بقای فوق‌العاده و کثیرالوقوعِ حیات، در وقتی است که غریق به وساطت خوف یا برودت به حالت غشی درآمده و حوائج بدنیّه به نهایت قلّت رسد ولی تحمّل فقدان هوا را این مدّت طاقت آورده باشد.

مسألة دیگر، که اهمیتش کمتر از اوّل نیست، استدامة علاج و جدّ و جَهد شدید پرستاران است که جز پس از زمان طویل، که مثلاً 10ساعت باشد، نباید مأیوس از علاج گردند؛ چه مکرّر اتفاق افتاده، غریقی بعد از ده ساعت مواظبت و حرکات تنفّس مصنوعی متمادی به هوش آمده.

همین‌ که غریق را از آب درآوردند، فرصت را غنیمت شمرده، بلاتأمّل او را به منزل برده و اگر مسافت بسیار است در همان جا لباسش را کنده و با پارچه گرمی بدنش را خشکانیده و به روی زمین یا رخت‌خواب خوابانیده و سرش را قدری بلندتر قرار دهند. و هرگز به عقاید باطله عوامانه توسّل نجویند که به خیال خود برای اخراج آبی که در شکم وارد شده، آن بیچاره را سرازیر و معلّق می‌نمایند و حال آنکه از تجربه معلوم شده که مقدار آن آب، مُنتهىٰ به یک تا دو پیاله رسد؛ پس، از حرکتِ وحشیانه علاوه ‌بر عدم منفعت، تتمّة حیات را نیز از دست بِبَرَد و عمل طبیب و پرستاران را هم بی‌حاصل نماید. برای آنکه رطوبت و مخاطی را که منع ورود هوا را به دهن و بینی می‌نماید، خارج کنند چند ثانیه سر را کمی پایین‌تر از بدن گذارند و بعد اگر مریض را در اطاق برده باشند، در و پنجره‌ها را باز کرده، بلاتأمّل تنفّس مصنوعی را مطابق یکی از طرق ذیل معمول دارند:

(1) طریقی است بسیار سهل ولی ناقص، و ترتیبش آن است که یک نفر در بالای سر مریض نشیند و دو دستش را از دو طرف به روی دنده‌ها گذارده و دیگری روبرو و دو دست به روی شکم گذارد. بعد هر دو یک مرتبه به قوّت و ملایمت سینه و شکم را بفشارند و بدین واسطه کمی هوا را از ریه خارج نمایند. بعد هر دو با هم در آنِ واحد، دست‌ها را برداشته، سینه را آزاد گذارند تا دو مرتبه به حالت خود معاودت نموده و متّسع شده، جذب هوا نماید و در هر دقیقه 15 مرتبه این عمل را مُجرىٰ کنند.

زبان مریض را هم باید از دهانش بیرون کشیده و به همان وضع نگاه دارند؛ چه بدون این احتیاط، زبان به وساطت وزن خود مجدّداً به قعر گلو افتاده مجاری تنفّس را مسدود نماید.

(2) طریقة مارشال هال: مریض را به رو خوابانیده و لحاف یا پارچة دیگری را لوله کرده، زیر سینه مریض گذارند تا بلند شود. بعد بدن را به ملایمت به درجه‌ای به پهلو بگردانند که قریب به استلقاء گردد، آن وقت فوراً صورت مریض را مجدّداً به سمت زمین بگردانند و تقریباً دقیقه‌ای 15 مرتبه با کمال قوّت و شدّت این عمل را مکرّر نمایند. گاه‌گاهی هم پهلو را عوض کرده، از پهلوی دیگر این عمل را نمایند. و هر وقت غریق به رو افتاد فشار تند محکمی در بین دو کتف وارد آورند ولی همین‌که به پهلو گردانیدند دیگر فشار را قطع کنند. حالت اوّل، زفیر را افزوده و در دویّمی، شهیق شروع شود.

(3) طریقه سیلوِستِر: عبارتست از تقلید تنفّس طبیعی عمیق و در این عمل همان عضلات را که طبعاً در تنفّس، معاونت می‌نمودند، به عمل درآورند. چون در تنفّس طبیعی عمیق برای عمل شهیق، اضلاع و قُصّ به وساطت عضلات صدریّه و بعض عضلات دیگر که از سینه به شانه‌ها می‌روند، مرتفع می‌شوند؛ لهذا ریه، خلاء پیدا کند و هوا را به قدری جذب نماید که به‌ کلّی مُنتفخ گردد. پس در تنفّس مصنوعی هم باید برای شهیق، اضلاع و قُصّ را به وساطت عضلات صدر و بعض عضلات دیگر که از کتفین به جُدران صدر می‌روند مرتفع نمود.و بدین سبب بازوی مریض را در کمال قوّت تا دو طرف سر مریض برند که اضلاع را مرتفع نموده و جوف صدر را متّسع نمایند و بدین ترتیب در ریه، خلاء شدیدی حادث کرده، هوا را به ریتین وارد کنند. ولی زفیر از صِرف فشاری که به طرفین سینه به اعانت بازوهای مریض وارد می‌آورند حاصل شود.

پس بازوهای مریض برای عامل، حکم اهرمی خواهد داشت که برای اتّساع و انقباض ریه به کار رود. در این طریقه، مقدار هوای شهیقی تقریباً عَشرةَ امثال طریقة سابقه می‌باشد و ذیلاً شرح عمل آن را مذکور می‌داریم:

اوّل: باید به مریض، وضع شایسته‌ای دهند، یعنی مریض را به پشت خوابانند و لحاف یا شیء دیگری را لوله کرده، به زیر شانة او گذارند.

دویّم: ورود هوا را در قصبة‌الریه آسان کنند، لهذا دهان و مِنخَرَین مُقدّم را پاک کرده، زبان مریض را بیرون کشیده، در خارج لب‌ها نگاه دارند. (بدین طریق که پس از بیرون آوردن زبان به ملایمت، فکّ اسفل را دو مرتبه به فوق برند و به اعانت دندان‌ها، زبان را به وضع مطلوب نگاه دارند. و اگر لازم شود دستمالی هم از زیر زنخ مریض عبور داده، و در فوق سرش گره زنند و بدان واسطه زبان را به همان حال نگاه دارند).

سیّم: حرکت تنفّس عمیق را تقلید کنند، بدین طریق که بازوها را بلند کرده، تا دو طرف سر برند و به ملایمت ولی محکم تا دو ثانیه همان جا نگاه دارند. در این حرکت چون اضلاع مرتفع گردند حجم ریه زیاد شده و شهیق حاصل گردد.

بعد بازوها را پایین آورده، به ملایمت ولی مستحکماً تا دو ثانیه به دو طرف سینه و روی شکم فشار دهند. در این حرکت چون اضلاع و شکم فشرده شوند جوفِ ریه، نقصان پیدا کرده، زفیر جبری، احداث شود.

حرکات مزبوره را باید در دقیقه‌ای 15 مرتبه متناوباً با کمال قوّت و اصرار به‌جای آورد.

چهارم: حرارت و دَوَران را به‌جای خود آورده، تنفّس را تحریک نمایند. برای این کار دست و پا را از نوک انگشتان تا محاذی قلب مالش داده، لباس‌های خیس خورده را تبدیل به لحاف گرم و خشک کرده و گاه‌گاهی آب سرد به صورت مریض بپاشند و این تدبیرات را در ضمن حرکات تقلیدی تنفّس، معمول دارند.

مریض را هم از زیر لحاف یا روی لباس خشک، باز تا مدّتی مشت ‌و مال بدهند و به اعانت پیچیدن پارچه‌های پشمینه به بدن و گذاردن بطری‌های آب گرم و آجر داغ در زیر بغل و میان ران‌ها و کف پاها و در رخت‌خواب، حرارت بدن را به حالت اصلیّه، معاودت دهند.

اگر مریض را در خانه یا اطاقی بُردند، بگذارند هوا به آزادی در اطاق نفوذ و گردش نماید. همین‌که حیات، محقّق شد یک قاشق آب گرم به مریض داده، بعد اگر مریض قدرت بلع داشته باشد کم‌کم چای و قهوه به وی بخورانند و سفارش کنند که از رخت‌خواب بیرون نیاید و همانجا تا مدّتی بخوابد. چون آسانی طریقة سیلوستر تقریباً مانند طریقة سابقه و فایده‌اش عشرة امثال می‌باشد، بهتر آن است که قبل از آنکه از آنها مأیوس شوند از اوّل، همین طریقه را معمول دارند.

شرط اصلی منتج بودن معالجة غریق آن است که فوراً به محض خروج از آب، این ترتیبات را به‌جای آرند و از اعمال آن خسته نشده، تا چندین ساعت معمول دارند؛ چه دیده شده پس از ده ساعت غریقی به حال آمده و حیات آن معاودت کرده است.

(4) طریقه نفخ: مسلّماً در این طریقه، تقلید حرکات تنفّس بهتر شود و از تفمُّم طبیب و مریض یا به اعانت لوله‌ای مانند نی‌قلیان، مطابق دستور ذیل مُجرىٰ گردد:

برای این کار، اوّل با یک دست مِنخَرَین مُقدّم مریض را محکم گرفته و با دست دیگر اندکی برجستگی زیر گلو را، که سیب آدم گویند، فشار دهد که مجرای مری را منسدّ نموده، هوای دمیده را نگذارد وارد معده گردد. بعد لب‌ها را به لب مریض چسبانیده و به ملاحظة انخراق حویصله‌های ریه، با تأنّی و قوّت کمی، در ریه نفخ نمایند. همین‌که سینة مریض قدری مُنتَفخ و بلند شد و از هوا ممتلی گردید، دهان را برداشته و فشاری به سینه وارد آورده، هوایش را خالی کنند و بعد عمل را از سرگیرند. این طریقة نفخ به ملاحظة آنکه هوای تنفّس شده را وارد ریه می‌نماید لهذا قوّت حیویّه‌اش قلیل است و بنابراین ناقص [بوده] و چندان صلاحیّت تحریک عمل حیات را ندارد. ولی طریقة دیگری است که در صورت فراهم بودن اسباب، فایده‌اش هزار مرتبه زیادتر می‌باشد و اسباب آن عبارتست از دَم‌‌های دستی معمولی که در اغلب نقاط یافت شود. برای اعمال آن، نوک لولة دَم را در دهان مریض گذارده و لب‌ها را به دور آن به‌ طوری محکم فشار داده که هوا خارج نشود و بعد برجستگی زیر گلو (سیب آدم) را اندکی فشار داده و به ملایمت دم را بدمند. پس از آنکه ریه منتفخ گردید، دم را برداشته و ریه را فشرده، هوایش را خارج کنند و بعد عمل را از سر گیرند. چون استعمال دَم برای نفخ ریه، بهترین طریقة تقلید طبیعت را متحقّق می‌نماید، لاجرم بر تمام طُرُق مذکوره رجحان پیدا می‌کند و اهمیّتش فقط در آن است که با یک دست، در کمال استحکام و ملایمت، بدون تکان، با قوّت زیاد بدمند و کم‌کم اضلاع و جُدرانِ صدر را با ثقل زیادی که دارد مرتفع نموده، ملتفت آن باشند که ریه، مُنخَرق نگردد.

به وساطت تنفّس مصنوعی صرف باید، با وجود فقدان علایم حیویّه، در علاج غریق کوشیده و متوالیاً بدون خوف و تأمّل، همین حرکات را بدون اختلال و انقطاع معمول دارند و سلامتی آن را متعلّق به کثرت حوصلة طبیب دانند و به وساطت استدامة عمل، رجعت آثار حیات را تحریک نمایند.

همین‌که اندک حرکت و قُشعریره و نوسان جزئی سینه، رجعت زندگی را معیّن نمود، به گرم کردن مریض به دستور سابق مشغول شده، ولی تا چند دقیقه نیز تنفّس مصنوعی را معمول دارند.

 

اختناق از گازهای عَفِنة چراغ و زغال و هوای فاسد و تخمُّر الکلی و غیره

در این قسم اختناقات مریض را در هوای آزاد قرار داده و سرش را بلند کرده و لباس او را کنده، به تمام بدن او مالش خشک یا با موادّ معطّره بدهند، و به روی صورت و بدنش با کوزه‌ای، رشِّ آب سرد نمایند و پاها و دست‌ها را در کمال قوّت مالش دهند و تحریک تنفّس را به طریق سابق معمول دارند و اگر مریض میل به قی کردن دارد، درون حلق را با پَر، تحریک نمایند و امالة نمک یا سرکه به وی کنند و سرکه و آمانیاک به دماغش گیرند.

کلیّةً اختناق از زغال و گاز چراغ به‌تدریج حاصل شود، ولی اگر مریض در مَبرز و مَبال یا چاه آن افتد، اختناق فوراً بروز کند و به ‌زودی مرگ وی دررسد و لهذا باید ابتداء قبل از تغییر لباس، آب کلردار و یا کلر خالص یا سرکه و یا سرکة مخلوط با آب ژاول را به استنشاق مریض درآورند و بدین واسطه ایدرُژن سولفوره را که عامل مخصوص مسمومیّت است، خنثی کنند. همین‌که قدرت بلع به هم رسانید، قدری آب با سرکه مخلوط کرده، به وی بخورانند و آب «لابارّاک»به لباس و اطاقش پاشند و پس از آنکه تنفّس برقرار شد، مریض را در رخت‌خواب بسیار گرم بخوابانند و تا مدّتی چنین وسایل را به‌کار برند؛ چه رجعت حیات مختنقین را تا پس از چند ساعت هم ملاحظه کرده‌اند.

 

اختناق به وساطت حرارت

مُختُنَق را در محل خنکی برده و مجاور هوای آزاد نموده، لباس او را درآورده، برای آنکه میل خون را به پاها بیاورند، ساق و ماهیچه و قوزک را به قوّت مالش دهند و تتمّة علاج را مانند اختناق از زغال معمول دارند.

 

اختناق به وساطت برودت

فوراً مریض را در جای گرم برند، بلکه کم‌کم به اعانت مالش بدن، اوّلاً با آب سرد و بعد با آب نیم‌گرم و خورده خورده با آب گرم‌تر، او را گرم کنند و مطبوخ معطّری مانند نعناع و زیرفون و قهوة رقیق و گرم تجویز نمایند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری ; ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۸
comment نظرات ()