علایم مزاجهای چهارگانه و انتخاب غذا.حجامت.زالو درمانی.

اموزشی و بهداشتی و سلامتی

 

شناسایی بهک سیاه هیچ مشکلی ندارد و به آسانی شناسایی می شود . اشکال در فرق گذاشتن میان لکه سفید است که آن را بهک سفید می نامیم و میان پیسگی سفید بدجنس . نشانی های فرق گذاربین این دو نوع ازلکه پوست به قرار زیر است :

  • 1) اگرلکه سفید بهک سفید باشد، مویی که بر آن می روید کاملاً به رنگ موی طبیعی انسان مبتلا به بهک است . موی سیاه یا خرمایی یاهرچه که باشد همانند موی سایر قسمتهای پوست انسان است که بر آن می روید . امابر لکه سفیدی که پیسگی باشدتنهاموی سفید می روید.
  • 2) در جای لکه پیسگی سفید پوست فرورفتگی دارد و با پوست سایر بدن برابر نیست، اما در حالتی که لکه بهکی باشد، یافرورفتگی اصلاً نیست و یا اگر باشد بسیار کم است.
  • 3) سوزن به جای لکه فرو براگر خون بیرون تراویدبدان، که بهک است و اگر ماده نمین آب سان تراویدبدان، که پیسگی است و این نوع شفاپذیر نیست.
  • 4) اگرلکه را با دست ماساژ دادی و سرخ رنگ شد، امیددر شفایش هست و این سرخ . شدن از اثرماساژبیشترسزاوار بهک است، اما اگر از ماساژ دادن با دست سرخ نشد، نشان از بدی و بدجنسی دارد. [ فرق میان بهک سیاه و پیسگی سیاه چیست و چگونه هریک را خوب بشناسی؟  اگرلکه پوست اندازی کردوسفال ماننده شدوپولک پیدا شد، بدان، که پیسگی سیاه است و دخلی به بهک سیاه ندارد. وانگهی خود پیسگی سیاه هم حالات گوناگون دارد که باید آن ها را نیز از هم جدا کردوشناخت. نوعی پیسگی سیاه هست که زبر است و نوعی هست که زبر نیست و صاف است . در هر دو حالت یعنی لکه سفیدچه دربهک یادرپیسگی، صاف باشد بدتراز آن است که زبر باشد و دربهک سیاه و پیسگی سیاه مسئله برعکس است، تا صاف تر باشد، بهتر و سلامت تر است، زیراحتماً سیاه صاف تروصاف صاف بهک است. لکه سیاه پوست در رنگ تفاوت دارد، ممکن است از رنگ بدن بسیار فاصله گرفته باشد و سیاهی شدید باشد و گاهی می بینی که سیاهی تا این حدنیست که بگوییم زیاد ازشکل . پوست تجاوزکرده است . این حالت دوم، یعنی تارنگش نزدیکتربه رنگ پوست باشد سالم تر است . اگرلکه پوست از پوست عمیق تر را در بر گرفته است وبا ماساژقرمزنمی شود وبا نک سوزن خون از آن نمی چکد، یالکه جای زیادی را در بر گرفته است، امیدی به خوب شدنش نیست . اگرلکه پوست هردم در افزایش باشد، علامت آن است که مزاج ماده لکه زانیرومند است و هرچه بدان نزدیک می شودبا مزاج بدخودش سازگارش می کند و بیشتر سبب لکه برآوردن می شود، که این نشانی نیز از نشانی های بسیار بد است................

    بهک و برَص(پیسگی) هر دو سیاه و سفید دارند و هر دو عبارت ازلکه هایی هستند که بر پوست بدن دیده می شوند و غیر از آن لکه ها است که از خون مرده خزیده به زیر پوست ناشی می شوند که درمان آن را شرح دادیم.  فرق میان بهک سفید و سیاه و میان پیسگی سفید راستین چیست ؟ در صورتی که هر دولکه اند و بر پوست دیده می شوند بهک هر دو نوعش  چه سیاه و چه سفید  در خود پوست پیدا می شوند و اگر احیانا به ژرفا تاثیر کنند بسیار کمئ است و چندان از پوست فروترنمی روند . اماپیسگی در پوست و گوشت نفوذ می کند وتا سر استخوان میرسد . سبب این فرق در هر دو حالت  که کاملاً بهم شبیه نیستند  مربوط به توانایی و ناتوانی نیروی تغییر دهنده ماده خوب به ماده بدجنس و لکه زا و نیزمربوط به کم مایگی وپرمایگی لکه زاست . ماده ای که سبب بهک شده است  بهک سیاه یا بهک سفید  کم مایه تراز آن است که سبب پیسگی می شود و از سویی نیروی راننده ماده به سوی خارج تواناتراز آن است که ماده پرمایه را بیرون می راند . از این رو ماده بهک زابه پوست می رسد، اماماده پیسگی آور  که غلیظ و پرمایه است و نیروی دفع کننده چندان ازپس آن برنمی آید که تارویه اش براند  در همان ژرفامی ماند وباجایی که بدان می رسد مخلوط می شود و ماده غذایی آن جای را فاسد می گرداند و بیشتر بدان می چسبد و از رنگ قبلی که داشته است آن را تغییر می دهد، که قبلاً در شرح ما راجع به نیروهای طبیعت این مسئله را درک کرده ای، اگر چنین ماده بدجنسی در جایی که بدان رسیده است خود رامستحکم کند و ریشه دواند، هر غذایی که به اندام آید و دست ماده بدجنس بدان برسد فاسد می شود، حتی اگر بهترین نوع غذای ویژه به آن اندام باشد. گاهی ممکن است مزاج بسیار خوب اندام ماده بدجنس مهمان خود را ازفاسدی برهاند و آن را به غذای خوب تبدیل کند و با خودش سازگار سازد . درست مانند بعضی از درختان که اگر از سرزمینی به سرزمین دیگر منتقل شوند ممکن است میوه خوردنی آن در جای تازه اش سمی شود و ممکن است قبلاً میوه اش سمی بوده باشد و در این منتقل شدن میوه خوردنی بدهد، چنانکه جالینوس و غیر جالینوس گفته اند که درخت (لنج ) تا در ایران است ثمرش سمی است. اما ریشه ونشای لنج را وقتی به مصرآوردندثمرش شیرین و غیرسمی می شود. چنانکه بسیاری از انواع جانداران و گیاهان برحسب خاکی که در آن زندگی می کنندفرق دارند، اندامان بدن نیز همان حالت ها را دارند ونسبت به موادی که در آن ها جمع می شودکارسرزمین تغییر دهنده را انجام می دهند. مثلا اگر اندام دارای مزاج بلغمی باشد و گوشت اندام شباهت به گوشت صدفیها داشته باشد، خون غذایی خود را به مزاج بلغمی تبدیل می کند و رنگ خون سفید می شود.

    حال که فرق میان بهک و پیسگی سفید را دانستیم، فرق میان بهک سفید و بهک سیاه از چیست وچرایکی سیاه و یکی سفید است ؟

    سبب این است که بهک سیاه از ماده خلط سودایی زاده است در حالیکه مادربهک سفید خلط بلغم خام است. ما گفتیم ماده به وجود آورنده بهک و به وجود آورنده پیسگی سفیدیکی و فرق درکم مایگی وپرمایگی این و آن است و مربوط به نیروی دفع کننده ماده به سوی رویه است و همچنان گفتیم پیسگی سیاه هم هست .

    آیاپیسگی سیاه و سفید هر دواز یک گوهرند؟

    گوهر هر دو یکی است از حیث آنکه هر دو از خلط سودایی می باشند، اما خلط سودایی به وجود آورنده پیسگی سیاه بسیار بدجنس تر و نیرومندتراز آن است که سبب فرق میان بهک سیاه و بک سفید باشد . این خلط به وجود آو رنده پیسگی سیاه با پوست چنان درمی آمیزدکه گوشت نزدیک به پوست را از خودسیرمی سازد . همین نوع ازپیسگی سیاه را قوباء (اکزیمای پوست انداز ) می نامند. پوست را به حالتی سفال مانند در می آورد و بسیار زبرمی کند وپولک مانندهایی بر پوست می اندازند که به پولکهای ماهی می مانند و جای آسیب دیده می خارد . این بیماری پیسگی یکی ازمقدمات بیماری جذام است. پیسگی سیاه با این همه بدجنسی که دارد و با این که اگر کهنه شدوماندگارماند دیگر درمان پذیر نیست، همچنان که اگر بهک نیز کهنه شد شفا نمی یابد، باز هر دو از پیسگی سفید سلامت ترند، که سبب آن ها معلوم است. این را بدان ، که گاهی ممکن است پیسگی دنباله رو حجامت گذاری شود . برجای حجامت گذاشته پیداگردد و زیاد شود . سبب این است که حجامت قسمتی از رطوبت ماده خون را جذب می کند واز مکیدن حجامت گذار همین ماده جذب شده تاآخرین مرحله به بیرون نمی رسد و در پوست می ماند و از حجامت پوست زخمی شده و دردفاع از خود ناتوان است. در. نتیجه پیسگی در پوست جاخوش می کند وباخاطرجمع می نشیند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری ; ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۸
comment نظرات ()