علایم مزاجهای چهارگانه و انتخاب غذا.حجامت.زالو درمانی.

اموزشی و بهداشتی و سلامتی

 

نیرو از دست دادن به طور ناگهانی

اکثراً کسانی که به طور ناگهانی و بدون مقدمه توان خود را به کلّی از دست می دهند، (نه دردی رااحساس می کنند، نه از اسهال رنج برده اند، نه ورمی بزرگ دارند، نه پاک سازی زیاد به عمل آورده اند).سبب نیرو از دست دادن خلط هایی است که پر کننده هستند. اماکمتر اتّفاق می افتد که خلط

خونی سبب این حالت شود، زیرا خون حتماًروی آورهایی را پدید می آورد و بدون پیش درآمدوبه ط ور ناگهانی سبباز بین رفتن نیروی انسانی نمی شود . اکثراً سبب نیرو بر افتادن، خلط غلیظ موجود در معده است، یا خلط غلیظ به داخل رگ ها خزیده است که گدارنفس را بند آورده است و بدان ، که ازپای درآمدن نیرو ممکن است به غش کردن بیانجامد و امکان دارد که به غش کردن نیانجامد. شخص نیرو از دست داده به حالتی دچار شده است که پی ها وماهیچه ها بدون نیرومانده و از کار افتاده اند، انسان به حالی درآمده که برخاستن و راست ایستادن و برایستادن و برپهلو درازا کشیدنش با زحمت و دشواری زیاد انجام می شود . سبب همان است که برخی از آن را ذکر کردیم . اگرحالت نیرو بر افتادن شدت یابد، نیروی بدن همگی از بین می رود و اگر شدت زیاد ندارد، نیروی پی ها و ماهیچه ها راچپاول می کند و به غارت می برد.

ممکن است گوهر خلط سبب نیروبر افتادن رقیق باشد وپذیرای تحلیل رفتن باشد، . که تاثیرش در از بین بردن نیرو بیشتر می شود، و بویژه در حالی که بیمار تب دارد . چنین کسانی که نیرو را به سبب خلط متحرّکی ازدست داده اند، درفکرو هوش زیانی ندیده اند و کاهشی درقوه فهم وفکر روی نداده است و روی نمی دهد، مگر اینکه سبب بسیار زیاد شود و حالت ناتوانی انسان بارها رخ دهد، که احتمال دارد زیانی به قوه فهم وفکرهم برساند

.

 

 

 

 

درمان :

 

 

درمان نیرو از دست دادگان، به درمان غش زدگان نزدیک است

 

 

. اگر نیرو برافتادگی سببش خلط خونیاست و امتلاء و پر شدن از خون، انسان را به این حالت کشیده است، باید رگ بزنی و خون خرا به کار را بیرونبریزی. اگر خون سبب نبود و خلط دیگری این کار را کرده است و خلط، خرابکار، غلیظ و پرمایه است، دستورزیر را به کار بر، در حا لی که بیمار برای مدتی و مهلتی از بیماری رهایی یافته است، پیاپی آن را پاک سازی کن،داروی پاکساز از معجون های مسهل باشد . شاید معجون " فیقر ا"که ازمرّ، کبابه، نمک هندی، ترید، قارچ چمنی،سس صغیر، و امثال آن ها ترکیب شده است در این باره درمان کافی باشد . می توانی از گیاه محموده استفاده کنیکه محموده در بسیاری از داروهادخیل است و اساس داروهای دیگر می شود . باید بعد از اسهال بیمار را قَی دهی .داروهای تقویت کننده قلب را تناول نماید، خوشبوهای سازگار با قلب را بو کند، به طوری ماساژ دست و پای بیمارصورت گیرد، که گرمای غریزی را سرحال آرد و تقویت کند. این طرز ماساژ را بارها گفته ایم.بعد از ماساژ ورزش به اعتدال کند، نه بسیار سبک نه بسیار سخت وخسته کننده .

غذای بیمار از نوع پارچه  کننده(برنده) و نرم کننده خلط باشد از قبیل

:

 

 

  •  

آب نخود، آب همراه خردل، روغن زیتون و روغن بادام

.
  •  

بعد از پاک سازی به حمام برود

.
  •  

روغن های تقویت کننده و سرحال آورنده حرارت غریزی بر تن بمالد

  • .

 

 

 

 

بعد از حمام رفتن و روغن بر تن مالیدن باز به حمام برود، آنگاه شراب ناب بخورد، شربت عسل و شربت خاراگوش و امثال آن ها را بنوشد فایده بیند

.

 

هرگاه دیدی که بیمار سرحال آمده است و رو به خوب شدن است، باید غذای نیروبخش

 

 

. زودهضم بخورد و خودت می دانی کدام نوع ازغذا نیروبخش و زودهضم است که برایت گفته ایم ،و این را هم بدان، که

 

 

نیروی انسان با غذا و مشروبات سازگار با جسم و روان فزونی یابد . بو کردن خوشبو، آرامش، شادی، دور بودن ازغم و اندوه، دور بودن از چیزهای پکر کننده، برخورد کردن با کارها و چیزهای نوآمده و شادی بخش، صحبتدوستان نزدیک و یکدل همه از انگیزه های افزایش نیروی جسمی هست.........................

 

مالیدن چیزهای خوشبو از قبیل: روغن سنبل رومی بر دهانه معده

 

    •  
    • گرمی بخش های از قبیل: خردل، عاقِرقِرحابرای گرمی بخشیدن به دست و پا و دهانه معده و غیره بسیار مفیدند
      .
    •  
    بایدپی درپی ساق پاها وبازوهای بیمار را باندپیچی کردوباز کرد، که باجهت تخلیه شدن برابری کند
    .
  •  

کسانیکه نیاز به بند آوردن تخلیه دارند بایدزیر بغل آنان رابست

.
  •  

آب سرد بر روی بپاشند

 

.

دهانه معده را ماساژ دهند

  • .

 

 

 

 

کسانی که از نتیجه فساد معده و بیماری " هیضه "(قی کردن و اسهال شدن در آ ن واحد )، گرفتارغش شده انداز حمام رفتن استفاده می کنند

.

 

اما اگر غش از اثر خونریزی است، حمام رفتن زیان بخش و بسیار بد است

 

. حمام برای کسانی که از عرق کردن زیادغش کرده اند نیزبد است . کسانی که هنگام به هوش آمدن از نوبه غش احساس التهاب در دهانه معده می کنند از حمام رفتن بهره می برند . اگر بیماری از اثر ناتوان شدن دهانه معده به غش کردن مبتلا شده است، باید در درمان آن ضمادهای نیرومندبه کاربری که عبارتند از ضمادهای ساخته از

:

 

  •  

مصطَکی و به و صندل و زعفَران و سوسن

.
  •  

شراب ومسک

.
  •  

سوسن و شراب

.
  •  

ماساژ دادن و بستن دست و پا در این حالت بسیار مفید است

  • .

اگر غش کردن از گرسنگی است، شایدوزن یک دِرهم نان چاره سازباشد

 

. گرسنگی نماند، غش نیزرخت بربندد. اگر سبب غش کردن خشک مزاجی یاقبوضیت شکم است، باید هنگامی که بیمار غش کرده است،لقمه های نان را در آب اناریا شربت سیب خیس نمایند و در دهان غش کرده فرو کنند.باید کس انی که غش می کنند، زیاد بیدارباشند، کم بخوابند و از پرگویی دوری جویند، اصلاً حرف نزنند بهتر است

............ اگر سبب بیماری غش کردن حرارت است، درمانش :

۱-بوکردن خوشبوها.

 

۲- 

 

پاشیدن آب سرد بر رخساره اش حتی بهتر ازخوشبوها است

 

.

 

 

 

۳- 

 

اگر اندک ی مشک با کمی بیشتر از مشک کافور و صندل و آنچه از مشک و کافور و صندل در سردیبخشیدن اثربخش تر هستند همراه با آب پاشیدنی بر رخساره بیمار در حال غش کردن بپاشند مانعی ندارد . که سرد و سردی بخش در مقابل مزاج گرم آزار دهنده قد علَم کنند و به مقابله بپردازند . مشک برای این است که گفتیم در آب پاشیدنی بر رخسارغش کرده باشد که گرمای سرشتی را تقویت کند

 

.

 

 

 

۴- 

 

بیمار غشی آب سرد راجرعه جرعه بنوشد .

 

۵-مقابل دهانه معده را همیشه و بدون وقفه ماساژبده.

 

۶- 

 

رختخواب بیمار در جایی باشد که هوای سرد داشته باشد، و بویژه بیمارانی که بیماری دق دارند و غش می کنند حتماً باید رختخوابشان در جای سرد باشد، که هوای سرد برای هر نوع از غش زدگان درمان است و بهره رسان مگر این که سبب غش کردن سردی باشد

 

.

 

 

 

۷-دست و پاها و اندامان رئیسه بدن ( قلب ،ریه ، کبد)را باید گلاب سرد و افشره های سرد که می شناسی بپاشی.

 

۸- 

 

ا گر بیمار چیزی از قبیل سکسکه و دل به هم آمدن دارد، باید کاری کنی که حرارت بیمار تعدیل شود .کوشش کن که قَی کند . به وسیله پرگلوی بیمار راغلغلک ده، که هم قَی را برانگیزد و هم از اثرقی روان به سوی خارج حرکت کند.

 

۹- 

 

در حال غش کردن بیمار کاری کن که در اطرافش سر و صدای زیاد باشد.

 

 ۱۰-

 

کاری کن که غش کرده عطسه کند، حتی اگر به وسیله کندر او را به عطسه کردن واداری، باید عطسه کند . اگرکوششت به جایی نرسیدو بیمار به عطسه تن درنداد، بدان که می میرد

 

.

 

 

 

۱۱- 

 

 

 

 

 

 

 

اگر کسی از نتیجه پاک سازی بدن به غش مبتلا نشده است، خوراک و غذاهای خوشبو ی اشتهاآورنزداو بگذار، اگر همراه غش دل به هم آمدن هست، به خوراک اشتهاآورخوشبوی نزدیک نشود و بهتر است

 

.

 

 

 

۱۲- 

 

 

 

 

اگر غش سببش گیر کردن خلط در دهانه معده است، بازنباید بیمار غش زده را به خوراک هایاشتهاآورخوشبو نزدیک کرد.

اگر سبب غش کردن ماده خلط است، باید کوشش کنی که ماده را کاهش دهی و پاک سازی کنی

 

 

. این کاهش دادن و پاک سازی کردن ماده را به وسیله قَی انجام ده، اگر امید داشتی که به آسانی می توانی ماده را بدین وسیله کاهش دهی و بیرون برانی

.

 

اگر دیدی که قَی کردن کار را انجام نمی دهد، به حقنَه  (تنقیه) کردن متوسل شو، حتی اگرلازم دیدی که باید وسیله رگ زدن خلط را کاهش دهی و پاک سازی کنی، حتماً باید پاک سازی صورت گیرد

 

 

 

.

 

اگر سبب غش کردن از اثر پاک سازی است، و پاک سازی از طرف های درونی شده است، دست و پای بیمار را بپوشان و آن ها را ماساژ ده و روغن های گرم و خوشبوبر آن ها بمال، و شاید نیاز باشد که دست و پای بیمار را ببندی، هرچه را که در باره بند آوردن ماده پاک سازی گفته شده بررسی کن

 

 

، به وسیله چیزهایی که در باره تقویت نیرو گفته شده اند و یاد گرفته ای، بیمار را تقویت گرد آن و نیرویش را فزونی بخش ،

اگر بیماری غش، به سبب پاک شدن بیمار از راه تخلیه شدن است و اسهال و برآوردن، سببش بیماری " هیضه"است که بیمار از راه دهان برآورد و درعین حال اسهال می شود، دستور درمان این است

 

.

 

 

 

  •  

 

"سک مشک"در افشره میوه به در آبگوشت پرمایه با شراب بخورد
.

 

  •  

 

    • کندرو گِل نیشابوری در دهان بخاید، که گِل نیشابوری یا کافورپرورده شده باشد

      اگر سبب بیماری غش پاک سازی های خارجی است، مثلا از عرق ریختن زیاد است یاچیزی همانند عرق کردن است، درمان را برضداین چنین حالتی برگزین

 

 

 

، دست و پا ی بیمار را سرد گرد آن ، گرد آس و گرد گِل اندلسی و گرد پوسته انار و سایر گیرنده و بندآورنده ها را بر پوست بیمار بپاش ، باید کار ی کنی که به هیچ وجه ماده تخلیه گرد آن خارجی به سوی خارج حرکت نکند، مثلا کاری کن که عرق نکند

 

.

 

 

 

اما اگر غش کردن سببش تخلیه شدن بدن از داخل است، این گردها به درد بیمار نمی خورند، بلکه باید به هروسیله ای که باشد، نیروی جسمی بیمار را تقویت بخشی و در اثرهرتخلیه شدنی، درمان تقویت بدن را استعمال کن، به ویژه از غذاهای اشتهاآو ر و آن هایی که قبلاً ذکر کردیم که به بیمار نزدیک کنی، استفاده کن

 

 

، اگر سبب غش کردن احساس درد و آزار است، د رد را به وسیله داروی تخدیری (مخَدِّر ات ) سر (بی حس ) گرد آن، هرچندتخدیر شدن سبب را قطع نمی کنداما درد تسکین می یابد . (استعمال داروی مخَدِّر در چنین حالتی بدان می ماند که قولنج را به وسیله معجون ."فلونیا"و امثال فلونیا درمان می کنند ). اگر سبب غش کردن از مِس موم شدن است، درمانش آن است که پادزهری آزموده شده و "داروی مشک " و داروهایی را تناول نماید که در اقرابادین در باب "سم ها" آمده اند

.

 

اگر خواستی در میان نوبت غش کردن و نوبت بعد از آن غش را درمان کنی و در این میانه بیمار کمی به هوش آمده است، همان درمان اولی را به کار ببر و چیزی را بر درمان بیفزای که در حال بعد از غش کردن بتواند درمان را پذیرا باشد

 

 

 

.

 

اگر سبب غش کردن تنها سببی نیست و دو سبب در به وجود آوردن حالت غش دست دارند و سهیمند، داروهایی را که در درمان خفقان از آن ها یاد کردیم و گفتیم سودرسانند به کار ببر و چگونگی حال بیمار را در نظر داشته باش و برحسب حالی که دارد دارو را تجویز کن و در درمان کردن چنین حالتی شتاب کن.

 

اگر سبب غش کردن پرشدگی است، مثلا اگردهانه معده پر از ماده خلط ناباب شده است، کوشش کن دهانه معده را از خلط پاک سازی کنی که بیمار شفا می یابد

 

 

 

.

 

همچنین اگر امتلاء

 

 

 

(پرشدگی) معده و دهانه معده سبب غش کردن شده بود، باید بیمار را وادار کنی که گرسنه بماند، غذای کم بخورد، چندان که می تو آن دو چندان که خودش می پسندد ورزش کند، همه اندامان را ماساژ دهدحتی معده و مثانه را غذایش منحصر به غذای شرابی، شراب آلود باشد ، چنانکه ذکر گردید، در حال غش حتماًچنین غذایی لازم است و بس . بسیاری از پزشکان جاهل ونادان می خواهند غذا به بیماری چنین، که در حال غش است بدهند، چنین پندارند که اگر غذا بخورد نیرو می گیرد و به نفع بیمار است، که در نتیجه این جهل و بیخبری حرارت غریزی بیمار را خفه می کنند و بیمار را به دست مرگ می سپارند. چنین بیمارانی از خوردن اسکنجبین فایده بینند و بویژه اگر داروی پارچه کننده  (تکه کننده مواد لزج) و نرم کننده با اسکنجبین باشد چه بهتر، مثلا عسل و امثال آن داخل اسکنجبین شود و بیمار از آن تغذیه کند

 

.

 

 

 

اگر سبب غش کردن راه بندان در انداما ن نفس کش است یابندآمدنی در اندامان اطراف اندامان نفس کش است درمانش این است

 

 

 

:

 

  1.  

 

اسکنجبین راجرعه جرعه بنوشد
.

 

  •  

 

دست و پاوهر دو بازو را ماساژ دهد
.

 

  •  

 

  1. دارویی بخورد که ادراری باشد و زیاد بول کند
    1. .

 

 

اگر از تخلیه شدن بیمار، ناتوان شده است و تخلیه و ناتوانی سبب غش شده اند دستور درمان به قرار زیر است

:

 

  1.  

 

آبگوشت خوشبو شده راجرعه جرعه بنوشد
.

 

  •  

 

نان را در شراب ریحانی خوشبوی خیس کند و بمکد. شراب ریحانی نامبرده باید با گلاب آمیخته باشد
.

 

اگر همراه تخلیه حرارت هم داشت، دوغ سرد بهره رسان است
.

 

آب غوره بخورد خوب است
.

 

  •  

 

  1. رب ترش ترنج از آب غوره بهتر است، به شرطی که برگ تُرَنج دررب آن به کار رفته باشد . روی هم رفته،هرکسی که غش زده است وبا حالت غش رنگ پریدگی و التهاب دارد، یا کسی که عرق کردن زیاد سبب غش کردنش شده است، باید هر چیزی را که به وی می دهی سرد شده بدهی، حتی اگر چیزی باشد که منظورت گرمی بخشی باشد
    1. ............

      اگر غش کردن از سوء مزاج شدید و محکم است و غش شدید است، درمان پذیر نیست

      و اگر غش کردن به این شدت نیست و سبک است، یا سببش از آن ها است که با قلب ربطی ندارند، درمان پذیر است و امکانخوب شدن هست، و می توانی در حالی که بیمار غش کرده است، یا در وقتی که میانه بین غش کردن و به هوش آمدن است، یا در وقتی که نوبتی غش مانند و سبک تر از غش بیمار را در بر گرفته است به درمان بپردازی.

      اما اگر بیمار در حال غش کردن باشدما همیشه نمی توانیم به درمان قطع سبب غش مشغول شویم . باید در برابر روی آوری که روی آورده، با درمان مناسب مقام به مقابله بپردازیم، مثلا دارو را چگونه به بیمار در حال غش بخورانیم . گاهی در درمان بیمار غشی با دو چیزضدهم برابر می شویم که باید این دوضدرا در یک آن درمان کنیم :

      • به پاک سازی اندامی نیازداریم که خلط داخل آن اندام را کم کنیم و پاک سازی به عمل آوریم
      • درعین حال از آنجا که از اثر پاک سازی اندام روان با تحلیل رفتن برخورد می کند و اکثراً درغش کردن شروع به تحلیل رفتن می کند، باید روان ر ا تغذیه نماییم و خوشبوها را به سوی روان بفرستیم

      مگر این که زِهدان بیمار غش کرده خفه شده باشد .  اگر بیمار غش به خفه شدن ز هدان مبتلا باشد باید در درمان غش بوی گندبه مشامش نزدیک باشد و از داروهایی که برای درمان غش مفیدند و به دهانه معده نیز بهره می رسانندبه بیمار داد. بوکردن خیار بسیار خوب است و آزمایش شده است و بویژه بوکردن خیاردر درمان کسی که مزاج گرم  صفرایی دارد و به غش گرفتار است بسیار مفید است. کاهو نیز همپای خیار است.

      آنگاه باید داروهای نوشیدنی که نیرو را تقویت کنندجرعه جرعه به بیمار بدهی.

      اگر بیمار با بدن سست و گرسنگی رو به رواست نباید به هیج وجه شراب ناب بخورد و اگرخواست که  شراب بخورد شراب را با اندازه زیاد از آب و آب گوشت بیامیزدیا آب با شراب مخلوط کند . اگر بیمار غش، شراب ناب بدون آب و آبگوشت بخورد، شاید بیماری به درهم شدن عقل و تشنّج بیانجامد.

      در اکثر انواع بیماری غش حتماً باید کاری کنی که رویه بدن سفت وپرپشت(فربه شود) گردد، تاروان تحلیل رفته،  گدار بیرون آمدن را نداشته باشد، این راه بند آوردن از تحلیل رفته روان به وسیله سفت گردانیدن رویه بدن وقتی مفید است که بیمار اسهال شدیدنداشته باشد که ماده تحلیل رفته روان، همراه ماده اسهال شده بیرون ریزد.

      همچنین اگر سبب بیماری غش سرمای شدید باشد، باز سفت کردن رویه بدن(فربه شدن) کاری از دستش برنمی آید

       

      اگر در بیمار غش سببی پیدانبود که غش از سرما روی آورده باشد، در این حال نباید سرد و سردی بخش ها را در درمان بکار ببری

      .

      بیمار را به دستور زیر درمان کن

       

      :

      ۱- 

       

       

      در حال غش کردن آب سرد بر او بپاش،

       

      ۲- 

       

      وسیله بادبزن بیمار را خنک گرد آن

       

      !

      ۳- 

       

       

       

      جرعه جرعه آب سرد بنوشد، اگر گلاب سرد به جای آب سرد بخورد بهتر است

       

      .

      ۴- 

       

       

       

       

      لباسهای بیمار را به وسیله صندل خوشبو کن،

       

      ۵- 

       

      خوشبوهای سرد را بو کند، که اکثراً از بو کردن خوشبوها به هوش می آید

      .

       

      اگر حالت غش کردن از این شدیدتر بود، دقت کن، اگر این غش زدگی شدید به دنبال حالتی تحلیلبرنده بسیار گرم رخ داده است، بایدمشک را در بینی بیمار پف کنی، باید غالیه را بو کند، عود بخوری را بخور کند،

      و اگر ممکن بود

       

      "داروی مشک" را تناول نماید

      ............معده چگونه سبب غش کردن انسان می شود؟

      این را بدان که معده در جایی است نزدیک به قلب، علاوه بر این معده اندامی است است بسیار حساس و با این نزدیکی و احساساتی بودن پاتوق همه خلط های گوناگون است وهمگی در معده گرد می آیند در چند حالتی معده سبب غش کردن می شود که از این قرارند :

       

      ۱-  اگر معده بیش از حدبه سردی گرآید که در بیماری گرسنگی گاوی (بولیموس) رو می دهد.

       

      ۲-  اگر معده بیش از حد گرم شود.

       

      ۳- معده زیاد آزار بیند و به درد آید.

       

      ۴- اگر ماده غلیظ بدگوهرو ناپسند سرد، یا گزنده تند و تیزدر معده باشد.

       

      ۵- قَرحه و جوش در دهانه معده پیدا شوند.

       

      سایر اندامان چگونه و در چه حالتی سبب غش کردن انسان می شوند؟

       

      بدان، که اگر یکی از اندامان دیگربدن سبب غش کردن می شود چند احتمال دارد

       

      •   اندام به درد آمده و درد اندام به قلب سرایت کرده است.
      •   بخارسمی از اندامی برخاسته و به قلب رسیده است چنان که در حالت خفه شدن زِهدان رخ می دهد.
      •  پاک سازی در اندامی رخ داده است که سبب شده روان را از قلب بگدارد و تحلیل ببرد، چنان که در بسیار ناتوان شدن دهانه معده این حالت رخ می دهد.
      •   سبب ناشی از اندامی است که باعث خفه کردن و بند آوردن گدارهای راه رفت و آمدرو آن در اطراف قلب می شود.
      •   سوء مزاج بسیار شدید و بسیار بدسرشت بر اندام تن چیرگی یافته است، چنانکه در حالت تب های سوزناک و در حالت تب های وبائی روی می آورد، که در این حالت تب، همه اندامان بدن درفراهم آوردن حالت غش سهیمند . بدان، که هرگاه ابتلاء به غش کردن ریشه داونیدو مستحکم شد، درمان پذیر نیست، به ویژه اگر رنگ رخساره شخص غش کرده به سبزرنگی گراید و گردنش کج شود و زحمت است که تازه گردن راراست نگه دارد . کسی که به این حالت رسید و گردنش از اثرغش کردن کج شد، همین که سربلند کند می میرد. این را هم بدان، اگر نیاز مبرم بدان بود که کسی رارگ بزنی و خون از او بگیری، آن کس در اثر رگ زدن غشکرد و دانستی که این غش کردن از بسیاری خون کشیده نیست و آن شخص عادت نگرفته است که بعد از رگ زدن غش کند :

       

      1-باید بدانی که بدنش با نوعی بیماری گرفتار است.

       

      2- یا معده آن شخص که خون از او گرفته ای ناتوان است و این ناتوانی معده سببش در خود معده است یاچیزیبه معده ریزش کرده و سبب ناتوانی معده شده است . کسانی که پیرند و تب دارند، هرگاه ماده خام غذا به معده شان میریزد با غش دست به گریبان می شوند . کسی که برا ی اولین بار با رگ زدن برخورد کرده و رگ زدن و خون از بدن کشیدن در او سابقه ندارد، اگر از اثر رگ زدن غش کرد چیز چندان مهمی نیست، رگ زدن برای او مفاجئه ای بوده است و از مفاجئه یکه خورده است و غش کرده است . اکثراً دریانوردان به غش کردن مبتلا می شوند، زیرا ماد ه گرم مزاج که در معده دارند می تُرنجد و بارها روی داده که بر اثر رگ زدن غش می کنند و سبب غش کردن سرد شدن بدن است.

       

      نشانی ها:

       

      نشانی هایی که سبب دچار شدن به غش را می نمایانند، اکثراًهمان نشانی ها هستند که برای نمایاندن برخی از بیماری ها ذکر کرده ایم . نشانی های خفقان قلب در حالی که کم توان باشند فقط خفقان آورند، اگر همان نشانی های خفقانی تواناتر باشند سبب غش کردن می شوند و اگر از آن شدت به غش آوردن پا فراتر نهند و شدت بیشتریابند آژیرمرگ ناگهانی می شوند . که در این جا نبض برای نشان دادن ابتلاء به غش کردن درجه اول را دارد .

       

      اگر نبض فشاری بود و نیروی بدن پایدار و بدون کاهش بود، دلیل آن است که ماده غش کردن در حالت فشار آوردن است . اگر نبض جداجد ا بود و اختلاف داشت و فاصله بین تپشی با تپشی دیگر بود و در عین حال نبض بسیار کوچک بود، دلیل بر این است که نیرو تحلیل می رود و دارنده نبض به حدی از ناتوانی رسیده است که آمادگی غش کردن داشته باشد و تو سایر دلیل ها و نشانی ها را در بقیه حالات بیماری ها یاد گرفته ای. روی هم رفته : اگر حالت غش یکباره وفجاتا نیامد و مقدماتی لازم داشت، ای ن مقدمات که خبر از غش کردن می دهند عبارتند از :

       

      ۱-  قبل از هر چیز نبض کوچک شود.

       

      ۲-  بعد از کوچکی نبض خون در درون پنهان گردد.

       

      ۳- رنگ رخساره تغییر یابد.

       

      ۴- پلک چشم چنان سنگین شود که به زحمت می توانند چشم بازکنند.

       

      ۵- چشم در حرکت ناتوان می شود، رنگ چشم تغییر می کند، شبح های خیالی پیش چشم آیند که اصلاً وجود ندارند

       

      ۶-دست و پاسرد می شوند.

       

      ۷- رطوبتی سرد در بدن پیدا می شود.

       

       که اگر این علامت ها موجودبودند شاید غش در راه باشد و امکان دارد تمام بدن سرد شود . اگر بیمار را رگ زدی، یا بیمار را اسهال نمودی، یا کاری کردی که ناگزیر آزاربه بیمار می رساند و در این حال واحوال سه گانه چیزی از این نشانی ها سر برآورد، فوراً دست از درمان بکش و کوشش کن سبب نوآمده را از بین ببری، زیرا خفقان پیاپی بود (تپیدن وپریدن قلب بدون فاصله و مهلت بود ) و در معاینه چیزی را در معده احساس نکردی که اگر سبب را قطع نکنی غش کردن بیمار حتمی است.

       

      اگر سببی از سبب های غش پیدانبود، نه سبب دیرینه بود و نه سببی نوآمده و بیمار خفقان قلب داشت و خفقان پیاپی بود ( تپیدن و پریدن قلب بدون فاصله و مهلت بود)  در معاینه چیری را در معده احساس نکردی که سبب خفقان  شده باشد و با این حال غش رخ داد  باید بدانی سبب راجع به قلب است و مستحکم شده استاگر همراه غش کردن دل بهم آمدن و رنگ پریدن هست از معده نشانی دارد و سبب غش را در معده جستجوکن. اگر سببی از سبب های غش را نیافتی و غش آمدو پیاپی آمدوهربارازبارسابق شدت بیشتری یافت، بدان که سبب غش کردن در قلب باشد و مرگ ناگهانی در کمین است........................حالت غش کردن که ناشی از پاک سازی بدن باشد

        اگر پاک سازی به حدی از اندازه خارج صورت گیرد، ممکن است قسمتی از روان را به همراه خود بیرون ببرد و ادامه یابد تا اکثریت روان تحلیل می رود.

       

      پاک سازی زیاده از حدی که روان را با خود تحلیل می برد، چندین حالت دارد :

       

      الف) فساد معده سبب اسهال زیاد از حد شود.

       

      ب) اسهال معده پیاپی و بدون وقفه باشد.

       

      ج) اسهال به سبب خزیدن و لغزیدن معده یاروده باشد.

       

      د) خراش در روده واقع شده و اسهال به دنبال خود آورده است.

       

      ه) قَی کردن بیش از اندازه و برآوردن به حد زیاد از راه دهان.

       

      و) خونریزی از بینی بیش از اندازه عادی.

       

      ز) نزیف خون از اندامی دیگرمانند دهانه رگ های مقعد.

       

      ح) نزیف خون از زخم.

       

      ط) تصفیه شدن وچکه کردن آب بیماری استسقاء.

       

      ی) یکباره ترک بردن و شکافته شدن خراج یا دمل در داخل و خون زیاد از آن جاری شدن.

       

      •    زیاد بیرون آمدن خون حیض( زیاد بیرون ریختن خون زچگی)خونی که بعد ازولادت بچه از زِهدان بیرون ریزد
      •     ورزش زیاد از حد.
      •     زیاد ماندن در حمام بسیار گرم که بسیار عرق کنند.
      •     روی آوردن حالتی بر بدن که به شدت عرق آو رو انسان از آن زیاد از اندازه عرق می کند، مانند حرارتی که بر بدن مس تولی می شود، که هم حرارت خود به خود سبب عرق می شود و هم حالت جسمی که به حرارت مبتلا شود، عرق می کند.
      •    یا جسم خود به خود در حالتی است که به عرق کردن کمک می نماید . مثلابدن بحد زیاد و خارج از لازم متخلخل است، یا این که اَخلاط موجود در بدن چه در گوهرو چه در طبیعت بسیار نازکند و کم مایه اگر خلط را از بدن پاک سازی کردی و در اثر آن پاک سازی، انسان پاک سازی شده از خلط غش کرد، دقت کن اگر بعد از پاک سازی نیروی روانی هنوز برمرام است، نگران مباش . برای مثال : اگر بعد از رگ زنی و خونگیری غش کردند، باکی نیست.

       

      احساس درد که مایه غش کردن می شود، چندجهت دارد :

       

      ۱- دردی که روان را تحلیل می برد، مانند دردی که در بیماری "ایلاوس"و در بیماری قولنج احساس می شود.

       

      ۲- درد گزنده بیش از حد که در اندامان حساس دهانه معده و روده و امثال آن ها احساس می شود.

       

      ۳-  دردی که در حال زخمی شدن عصب ها و قَرحه کردن زخم احساس می شود.

       

      ۴-  دردی که از اثرنیش عقرب یانیش زنبوردر اعصاب حس می شود.

       

      ۵-  د ردی که از به هم خوردن و به هم ساییدن بندهای بدن (مفاصل) حس می شود و درداین حالت بیم آور است کوبنده است. نسخه)، زیرا درد ناشی از آن است که ماده آزار دهنده به میان بندهارسیده است.

       

      ۶-  د ردی که از اثر قَرحه ساعیه (جوش های نرم تر از جوش مورچگی ) احساس می شود که درد ناشی از این نوع جوش چرکین شده بسیار شدید است . یاجوش چرکین شده ساعیه حالت خوره را به خود می گیرد و خوره اندامان را به تباهی سوق می دهد و در نتیجه سر به مرگ می کشد، این نوع از جوش ها با دردی که همراه دارند نخست غش به بار آورند و بعداً به تدریج سبب سرد گردانیدن قلب می شوند.

       

      ۷- ماده بخار مسموم کننده ازکاوک اندامی آمده و راهی قلب شده است و مزاج سازگار قلب را به سوء مزاج تبدیل نموده است و شخص دارنده قلب را به سوء مزاج کشانده است.روی آورهای روانی را که سبب غش کردن می شوند قبلاً ذکر کردیم و دانستی که چگونه بر قلب تاثیر بد می گذارند.

       

      اگر سبب غش کردن ورم باشد آن هم چندین جهت دارد :

       

       ورم بزرگ است، بر رویه و دیدنی است، یا در درون ونادیدنی است و سبب غش کردن شده است، چگونه ؟

       

      الف) شریان ها از ورم تاثیرپذیر شده اند و سوء مزاج قلب را فراهم آورده اند و انسان دارنده قلب را به غش کردن وادارکرده اند.

       

      ب) ورم در اندامی است که مستقیما بر قلب اثر می گذارد، مثلا ورم درنیام قلب موجود است.

       

      ج) ورم در اندامی است که در نزدیکی قلب است که در این حالت ورم هرچندبزرگ بزرگ نباشد، باز به اندازه ورمی که در جای دور از قلب واقع شده است تاثیر بر قلب می گذارد یا درد بسیار شدید دارد و قلب را با خود به درد می آورد................احتمال دارد ماده خلط سبب غش بشود و این سبب غش کردن از ماده است چند احتمال دارد :

      1.     ماده در اندازه زیاد است و گدارآمد و شدروان را به سوی اندامان تن بسته است و روان به طور کلّی در قلب محصور شده است و قلب به حالتی نزدیک به خفه شدن رسیده است.
      2.     ماده خلطی زیاد ، یا خلط خونی، یا خون زیاد بر دهانه معده ریزش کرده است، یا در سینه و امثال آن جمع آمده است.
      3.     یا ماده ورم یکی از بیماری های خفگی (خناق، ذات الجنب، ذات الرّیه ) یکباره به سوی قلب منتقل شده است و سبب غش کردن شده است.
      4.    ماده منتقل شده از ورم بیماری ها ی نامبرده به زیر سوراخ های زیربدن خزیده و گدارها را به بن بست کشیده است. بویژه که راه بر اندامان نفس کش بسته باشد، آمادگی برای غش کردن بی کم و کاستی است.
      5.     ممکن است راه بندانی را که ماده به وجود می آورد، در رگ های بدن باشد، ماده در رگ خزیده و راه را بر جریان ماده روان که در رگ آمد و شددارد، ببندد..

       

      راه بندان از ماده ناباب خلطی ممکن است چند جهت داشته باشد :

       

      الف) از بسیاری ماده خلط چکیده ورم های درونی.

       

      ب) ماده بندآورنده گدار بسیار نیست، اما حالتی بسیار سردی بخش دارد و از آزاری که با خود دارد سبب بندآمدن گدار روان می شود.

       

      ج) ماده بندآورنده بسیار گزنده و درد گزندگی سبب بند آوردن گدارروان می شود.

       

      د) ماده بندآورنده بسیار سوزناک است و از اثر احساس سوزش زیاد اندام مورد درد از کار می افتد وجریان روان در آن به بن بست می رسد . حالت غش که در نخس تین مرحله نوبت های تب رخ می دهد، از این قبیل بندآمدن ها است که خلط غلیظ و لزج یا خلط غلیظ و گزنده یا خلط سوزناک سبب بندآمدن گدارروان می شوند.

       

      ه) ممکن است این راه بندان در نزدیکی قلب روی دهد.

       

      و) ممکن است راه بندان در اندامان دیگر با شراکت مغز به وجود آید، ز یرا هرگاه . گدار روان به سوی مغز به کلّی بسته شود، مرگ نابه هنگام و فوری (سکته) در کمین است، راه بندانی که سبب سکته شود به طریق اولی سبب غش می شود.

       

      ز)ممکن است سبب راه بندان در گدارهای روان در معده باشد، در حالی که معده سابقه نوعی بیماری یا ورمکردگی داشته باشد، یا چنان روی آوری بر معده روی آورد که معده را ناتوان سازد و ناتوانی معده به حدی برسد که ماده ناباب و بندآور از معده تراوش کند و به دهانه معده برسد و آن ماده تراوشی، سرد یا گرم باشد.

       

      ح) مواد راه بندان برروان، ممکن است در رگ های بدن در هر جای بدن باشد و از معده به رگ ها رسیده باشد و راه بندان را به وجود آورده باشد.

       

      سبب جمع شدن چنین مواد کشنده در معده چیست ؟

       

      اکثراً پیدایش و جمع شدن موادی که سبب بندآمدن راه آمدشدروان می شوند از :

       

      •   زیاده روی در خوراک و نوشیدنیها است.
      •   معده سو ء هضم دارد و یارای هضم طعام ندارد وپر کردن معده از خوراک که پیاپی آیدوبرهم انباشته شود و از آن جا که هضم نمی گردد، در سایر بدن منتشر می شود و رگ ها را می آکند و راه نفس را بند می آورد . از سوی دیگر در حینی که راه بندان ایجاد شده است غذای کافی به بدن نمی رس د و بدن از دریافت غذای مورد نیاز بی نصیب می ماند . خوداین موادکه در بدن منتشر شده است و رگ های دریافت کننده غذای بدن رابسته است، چندان زیاد است که بر طبیعت چیره شده و طبیعت در برابر آن ها یارای واکنش نشان دادن ندارد . علاوه بر این مزاج بدن نیزتباه می شود . همین موادکه از زیادی اندازه یا ازبدکاری و آزاررسانی سبب رنگ باختن انسان می شوند و به غش می انجامند، اگر در معده باشند بدون این که زیاد باشندیابد وبدکار باشند نتیجه یکی است، سبب رنگ پریدگی انسان و غش کردن می شوند.

       

       

       

 

 

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری ; ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۸
comment نظرات ()