علایم مزاجهای چهارگانه و انتخاب غذا.حجامت.زالو درمانی.

اموزشی و بهداشتی و سلامتی

 

از نظر مزاجی مزاجهای خشک مثل سودا و صفرا بدخیم ترند و مزاجهای تر مثل بلغم و دم خوش خیم ترند لذا نتیجه گرفتیم که جهت درمان مزاجها بترتیب اولویتهای زیر را در درمانهایمان رعایت  نماییم خشکی – سردی – تری – گرمی بدین معنا که تا زمانیکه خشکی مزاج کسی را درمان نکرده ایم به سراغ سایر خصوصیات مزاجی وی نرویم و تا زمانی که سردی مزاج کسی را درمان نکرده ایم سراغ تری یا گرمی مزاج وی نرویم .

اگر شما  حین مطالعه خصوصیات مزاجی هر یک از طبایع، به تنهایی، به این نتیجه رسیدید که برخی از خصوصیاتتان در سودا جمع است، برخی در صفرا و برخی در بلغم و بالاخره برخی در دم، علت این است که اگر خشکی مزاج بر شما غالب است قسمتی از علایم سودا و قسمتی از علایم صفرا را پیدا خواهید کرد و اگر سردی مزاج بر شما غالب است قسمتی از علایم سودا و قسمتی از علایم بلغم بر شما چیره می گردد و اگر تری مزاج بر شما غالب است قسمتی از علایم بلغم و قسمتی از علایم دم در شما جمع است و اگر گرمی مزاج بر شما غالب است قسمتی از علایم صفرا و قسمتی از علایم دم در شما یافت می شود و از جمع حالات فوق نتیجه می­گیریم که ممکن است آدمی در حالات مختلف (شرایط مختلف محیط زیست– تقویم سال – حالات مختلف عصبی– تغذیه– تحرک و ورزش و...) علایم مختلفی پیدا کند که در شرایط عادی این علایم را ندارد مثلا در حالت عادی روحیه ای نرم و لطیف دارد ولی چنانچه اگر دو سه روز پشت سر هم از بادمجان تغذیه کند و سودای خون او بالا بزند آنگاه حال او نیز دگرگون شدۀ و روحیه قبلی را از دست بدهد و تبدیل به آدم دیگری غیر از اولی گردد. پس اگر می بینید که از هر طبعی قسمتی از علایم را در وجودتان حس         می کنید نبایستی تعجب کنید بلکه شرایط مختلف محیطی و درونی شماست که این حالات را به شما عرضه می نماید. مهم این است که بطور آگاهانه از وضعیت مزاجی و طبعی خود اطلاعات داشته باشید و در سدد کنترل و درمان آن بر آیید. بعد از آگاهی شما از وضعیت مزاجی و طبع خویش بایستی بدانید که همیشه به یک منوال نخواهید بود وگردش روزگار- تاریکی و روشنایی- صبح و شب- ماه و فصل- سیاهی و سفیدی- ثروت و فقر و خیلی از خصوصیات متضاد و مشابه دیگر نیز در روحیات و سلامتی شما نقش دارند که برخی از این حالات متضاد قابل علاج و پیشگیری هستند(مثل سرما و گرما) و برخی راه چاره ای بجز کنار آمدن شما با آن حالات را ندارند(مثل تغییرات شبانه روز یا فصل).

از مجموع مطالب فوق اینطور به نظر می رسد که گاه حالات درونی شما متغیرند و محیط ثابت و گاه بر عکس محیط متغیر و درون شما حالاتی ثابت دارد و کنش و واکنش آنها می تواند مزاج شما را اگر چنانچه ضعیف باشد گاه به گاه و اگر قوی باشد لحظه به لحظه تغییر دهد مثلا بین حالات سودا و صفرا و بلغم و دم پاندول بزنید و حالات متغیری نسبت به قبل و بعد پیدا کنید. این حالات متغیر گاهی مفید هستند و گاه مضر. زیرا مثلاً اگر چنانچه حاکمی یا پادشاهی همیشه رئوف بوده باشد شکست خواهد خورد و اگر هم همیشه جسور باشد نیز شکست میخورد. و مفید از آن جهت است که انسان گاه بواسطه نرمی و نرمش طبعش دست و دل بازی میکند، عطوفت میکند، بذل و بخشش میکند و بدین وسیله جهانی را از  بخشش هایش متنعم می نماید لذا خداوند تبارک و تعالی بشر را جوری خلق کرده که خواسته یا ناخواسته در بیشتر حالات انسان باشد و در کمتر حالات روحیات غیر انسانی پیدا کند و باز راهها و فرمولهایی سرراهش قرار داده که با اتصال به این راهها و فرمولها بتواند حالات انسانی خویش را به کمک «روح معنوی» حفظ نماید و حالات غیر انسانی خویش را ترد و فراموش نماید. بدین ترتیب اگر بشر بتواند راه را پیدا کند دیگر تغییرات محیط و غذا و فصل و غیره اثرات تخریبی خود را از روی طبع وی بر میدارند و اثرات سازنده ای پیدا میکنند و در این زمینه بشر میتواند آنقدر پیشرفت کند که به اذن پروردگارش بر برخی از قوانین طبیعت نیز دخل و تصرفاتی بنماید.

بطور خلاصه در بررسی علایم ویژه هر طبعی اگر شما نسبت به ویژگیهای دم، نمره بیشتری آوردید این علامت خوبی است تا سودا ، زیرا سودا برای بشر خطر آفرین است ولی دم معمولاً علامت تندرستی است پس اگر در قسمت ویژگیهای سودا وجه مصداقِ زیادی پیدا کردید آناً و همین امروز دست به کار درمان شوید که فردا دیر است

 بیماریهای صعب العلاجی مثل افسردگی- جنون- وسواس و نظایر آن که همگی از مظاهر غلبه سودا هستند را آیا میشود با قرصهای شیمیای ضد افسردگی درمان کرد یا خیر ؟ جواب این است که شاید در کوتاه مدت بشود بر بیماری غلبه کرد ولی در دراز مدت اکثراً اینگونه داروها ناموفق هستند زیرا از نظر طبایع سودا یعنی «سردی و خشکی» و لذا دارو هر چه که باشد بایستی بر ضد سردی و خشکی عمل کند که معمولاً داروهای شیمیایی اینطور نیستند و گاه بطور اتفاقی مزاج داروی شیمیایی با مزاج بیمار دمساز میگردد و مرض بیمار شفا پیدا میکند بهمین دلیل است که پزشکان محترم اعصاب و روان معمولاً داروهای خود را برای اولین بار بطور امتحانی به مریض میدهند که اگر خدای ناکرده جواب خوبی نداد راه فراری را برای تغییر و تعویض داروی قبل داشته باشند اما در طب سنتی ما دقیقاً سودا را میشناسیم و داروی ضد سودا را نیز (مثل بسفایج) می شناسیم بهمین دلیل با اطمینان بیشتری آنرا تجویز میکنیم. زیرا داروی تجویز شده ما با طبع و فطرت بیمار آشناتر است در ادامه مبحث طبایع برای شناخت هر چه بیشتر وجود خودتان به ارتباط گروه خونی با طبع اشاره کردیم که از آن میان طبع سودا با کلیه گروههای خونی منفی و A+ از نظر روحی قرابت زیادی داشته و لذا توصیه نمودیم که اینگونه افراد هر 5 سال یکبار از شکم خود سونوگرافی نموده تا وضعیت کبد و طحال خود را از نظر بیماری یا سلامتی توسط پزشک معالجشان پیگیری نمایند زیرا سودا منجر به بزرگی طحال می شود و علاوه بر آن در خانمها فیبروم ساز و در آقایان باعث خرابی پروستات نیز       می گردد. بطور معمول عامل اصلی و شروع کننده تولید فیبروم و کیست تخمدان زنان و پروستات آقایان خلط صفرا است که اثرات خودش را در حضور سایر اخلاط دیگر از جمله خلط سودا و بلغم اعمال می نماید.

پس از آن به مبحث آسیب پذیرترین انسانهای روی زمین یعنی «سالمندان» رسیدیم آنها که به حق به گردن همه ما حق و حقوقی دارند و زندگی و عمر عزیزشان را برای ما فدا کرده اند اینکه به واسطه سن و سالشان معمولاً دچار حالات سردیِ سودا و بلغم گردیده اند. فراموشی پیدا کرده اند – ناتوان شده اند و عنقریب است که خواسته یا ناخواسته نفرینشان دامنگیر ما شود– که خدایی ناکرده دست روزگار زمانی نیز ما را به جای آنان بنشاند و ما نیز پیر شویم و هیچ کس دیگری حتی حالمان را از ما نپرسد ... و مختصری راجع به نگهداری از آنان نگاشته ایم که هر کسی به این دستورات ساده عمل کند نتایج درخشان آنرا خواهد دید (نظیر تغذیه سالمندان ، ورزش– روغن مالی- هم کلام شدن با آنان و توجه خاص به سلامت جسمی و روحی آنان) .

 

حال پس از آشنایی شما با طبع و مزاجتان و کامل شدن تشخیص مزاجی بیماریها به روش طبایع می رسیم به درمان بیماریها به روش طب سنتی. شما عادت کرده اید وقتی بیمار می شوید دارو بخورید – بخور بدهید – آمپول بزنید و الی آخر اما در طب سنتی گاهی درمان با خوردن دارو است و گاهی با روشهای تخلیه مثل قی ، استفراغ ، تنقیه ، اسهال ، حجامت ، فصد یا روغن مالی و غیره ...

  • یک مثال ساده می زنیم تا موضوع را بهتر متوجه شوید فرض کنید که نقرس گرفته اید پزشک برای شما قرص آلوپورینول و یا کُلشی سین تجویز می کند و کمی هم قرص یا آمپول مسکن و ضد التهاب میدهد اما در طب سنتی یک دنیا راه حل وجود دارد سورنجان، کار آلوپورینول را می کند اگر مریض خوب نشد فصد خون- اگر نشد حجامت – اگر نشد اسهال- اگر نشد تنقیه- اگر نشد قی و استفراغ- اگر نشد زالو و الی ما شاء الله راه حل برای درمان نقرس وجود دارد که ای بسا برای همیشه مریض از بیماری اش نجات پیدا میکند. از نظر طبایع نقرس یعنی حملات صفرا و سودا و بلغم به بدن که معمولاً در افراد سنگساز کلیوی یا کبد چرب  پیدا می شود و در مان آن نیز  بروش عکس آن صورت میگیرد.
  • مثال دیگر اینکه شخصی اسهال پیدا می کند و نزد پزشک مذکور می رود و پزشک مذکور اگر بیماری عفونی باشد آنتی بیوتیک و اگر غیر عفونی باشد سرم و در نهایت دیفنوکسیلات تجویز خواهد کرد. اما در روش طب سنتی غالبا اسهال را تبلور هجوم سردی به روده ها می دانند و لذا گرمی میدهند ولی اگر قرائن ضد آن باشد اسهال را با سردی درمان می کنند. اگر نشد قابض        می دهند- اگر نشد قی یا استفراغ عمدی (به منظور تغییر مسیر اخلاط به سمت بالا) میدهند اگر نشد فصد خون از دستها- اگر نشد بادکش موضعی شکم- اگر نشد روغن مالی شکم با مواد قابض از روی پوست شکم و ...

پس  روش درمان در طریقۀ طب سنتی فرسنگ ها راه، از روش درمان شیمیایی فاصله دارد بلکه در روش طب سنتی بی نهایت راه برای درمان بیماریها وجود دارد . از شاخص ترین راههای مذکور، درمان افراد نازا (زن یا مرد) می باشد که غالباً جواب بدرمان درخشانی را می دهد و نیز درمان چاقی و لاغری که برای خود دنیایی دارد که از فرمولهای اساسی ما در درمان چاقی و لاغری باز کردن یا بستن سوراخهای ریز بدن (مسامات بدن) می باشد که در طب جدید به هیچ وجه مورد توجه پزشکان محترم نیست و فرمول دیگر با ارزش در درمان چاقی و لاغری رعایت کردن مزاج تری و خشکی ، سردی و گرمی است که به آسانی با علوم طبایع قابل اجراست ولی علوم جدید از آن بکلی بی بهره است. فرض کنید یک انسان چاق بلغمی تصمیم به لاغر شدن دارد از نظر طبایع هر چیز که بلغم وی را کم کند (مثل عسل) لاغر کننده است و هر چیز که آنرا زیادتر کند چاق کننده است (مثل آب خوردن معمولی) که پرهیز از آن لاغر کننده و خوردن آن چاق کننده است (بهمین دلیل بعضی ها می گویند من وقتی آب خالی هم که می خورم چاق می شوم !! چون آب خوردن در بلغمی ها چاق کننده است ) حال اگر یک انسان صفراوی و چاق به ما مراجعه کند و تصمیم به لاغر شدن داشته باشد در خوردن آب معمولی محدودیت نمی دهیم زیرا در اینجا صفرا است که باعث چاقی او شده است لذا سعی در تخلیه صفرای وی (با خوراندن آب خنک- مواد ترش مثل تمبرهندی – آلو – زرشک و ... ) می نماییم .

پس ملاحظه می فرمایید که در یک جا آب خود باعث چاقی بیمار و در جای دیگر آب باعث درمان چاقی بیمار می گردد حال کجا و در چه شرایطی به بیمار آب یا سایر مایعات را بدهیم یا ندهیم مربوط است به دانستن علم طبایع ، که علم پزشکی روز تقریبا از این موضوع بی بهره است . بهمین دلیل است که متخصص محترم تغذیه به یک نفرکاهو (که مظهر سردی است) می دهد که لاغرش کند (فرد بلغمی) بر عکس چاق تر می شود و به یک نفردیگر کاهو می دهد و واقعا لاغرتر می شود (مثل دم یا صفرا) پس رژیم کاهو که طبع سردی دارد بلغمی را چاق تر و دموی یا صفراوی مزاج را لاغرتر می کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری ; ۳:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۸
comment نظرات ()